درون آینه

 

امین قضایی

 

توده­ها وقتی به خانه جدید می­روند، با خود کتاب مقدس و آینه همراه می­برند. اگر شیطان و جنی در آن خانه باشد ، با دیدن نام خدا ترسیده و از طریق آینه فرار می­کند. در خرافه­ی دیگری لی لیت شرور از طریق آینه به جلد دختران می­رود و آن­ها را روسپی می­کند. آینه جایی است که میل حضور پیدا می­کند.

اگر در سوژه­ی اودیپی به توده­ها یاد داده می­شود که در برابر میل و غرایز خود قرار گیرند، در نارسیسیسم به توده­ها یاد داده می­شود که آن­ها چیزی جز میل خود نیستند. بیایید برای لحظه­ای هم که شده مکانیزم آینه­ی شیطانی و نوشتار الهی؛ حضور ازلی میل در ناخودآگاه وغیاب ابدی میل در سطح اگاهی را در طاقچه­ی توده­ها بررسی کنیم.

آینه نمایان­گر سوژه­ی نارسیسی از توده­هاست و در مقابل نوشتار الهی، سوژه­ی اودیپی را به توده­ها عرضه می­کند. نوشتار از پیش نوشته شده همان تقدیر توده­هاست، چیزی همانند تقدیر پدرکشی اودیپ. آینه، سوژه­ی نارسیسی توده­ها در جهان نارکوکاپیتالیسم امروزی است. چه چیز توده­ها را در جامعه­ی طبقاتی به حرکت در خواهد آورد: سرکوب میل و ارزش مصرف توده­ها یا تبدیل کردن توده­ها به ماشین­های میل و ارزش مصرف؟ این را می­توان گسست موجود در سوبژکتیویته جامعه­ی طبقاتی دانست: از اودیپ به نارسیس. از انسانی که به کنترل غرایز و بدن خود می­پردازد تا انسانی که در مورد سکس و میل خود حرافی می­کند. از انسان شکافته شده­ای که ارزش مصرف و میل خود را تحت عنوان هوای نفس سرکوب می­کند تا انسان خموده­ای که در عیاشی نمایش میل و ارزش مصرف فرو رفته است . این را می­توان کلید حل معمای پست مدرنیسم هم دانست. یا شاید عمیق­تر: آشکارگی فروپاشی جامعه­ی طبقاتی در نهیلیسم فن آورانه­ی خود. همسانی غریب دیالکتیک ارباب و بنده در مصرف کننده­ای که هم­زمان برده و شاه است. اما آیا این تنها یک واژگونی کینه توزانه نیست؟

توده­ها عبور و مرور ناگهانی و پنهانی میل را در درون خود با نوشتار الهی و قانون سوپر اگو یا زمزمه­ی همیشگی وجدان کنترل می­کنند. توده­ها برای شیطان تاکسی می­گیرند، اما در عین حال در سر چهار راه ِ طاقچه، پلیس همیشه بیدار ِ نوشتار الهی از ورود شیطان به خانه جلوگیری می­کند. کتاب، آینه را کنترل می­کند. کتاب و آینه اولین اثاثیه­ای هستند که وارد یک خانه بخت می­شوند و معمولا در سفره­ی عقد هم کنار یک­دیگر قرار می­گیرند. میل و قانون، این یعنی ازدواج.

سوژه­ی اودیپی توده­ها همواره محکوم عمیق­ترین لایه­های میلی است که با ترس و وحشت درآمیخته است. شیطان نماد همسانی میل و وحشت است: هم­سانی نفرت و میل، چیزی مانند زنای با محارم. ترس سنتی توده­ها را از میل خود تنها در یک جمله می­توان خلاصه نمود: ترس از هم­زاد. آن که درون آینه در انتظار توست. وقتی تو خود را هم­زمان از دو زاویه نگاه می­کنی، دیگر امکان هیچ پنهان کاری وجود ندارد. جامعه­ی طبقاتی میل بندگان را در مقابل خودشان قرار می­دهد تا از آن بگریزند.

در جامعه­ی طبقاتی تحت سیطره­ی رسانه­ها جایی که خدایان تلویزه می­شوند، توده­ها به آینه­ی رسانه­ها بازمی­گردند و هم­زاد خود را درون آن جستجو می­کنند. در کلیشه­ای­ترین روایت­ها. در کوچک­ترین درخشش ستاره­ها. در بت­های رسانه­ای تا با تمامی آن­ها هم­ذات (هم­زاد) پنداری شود. این جا هیچ ترسی از هم­زاد وجود ندارد. توده­ها از میل خود سخن می­گویند. توده­ها در فروشگاه­ها به دنبال ارزش مصرف خود می­گردند. رژیم­های غذایی بهترین مصرف را توصیه می­کند. خوردن اولین گناه محسوب نمی­شود، بلکه یک فرآیند علمی و تنظیم زیبایی بدن است. ضیافت این بار با یک عیاشی تمام عیار آغاز می­شود. در این ضیافت پست مدرن، عیاشی با ریخته شدن خون یک بنده در نزد پادشاه آغاز نمی­شود. این یک عیاشی تمام عیار است. جایی که توده­ها به سبب بخشیده شدن ارزش مصرف خود جشن می­گیرند. تمامی مرزهای نیروهای بازدارنده سنتی شکسته می­شوند. اما آیا توده­ها واقعا به ارزش مصرف خود رسیده­اند؟

در واقع، این یک نابودی ارزش مصرف است. گرچه هیچ پنهان کاری ارزش مصرف وجود ندارد، اما نمایش میل و ارزش مصرف جای واقعی میل و ارزش مصرف را می­گیرد. توده­ها نمایش مصرف خدایان را مصرف می­کنند. اگرچه میل از سلطه­ی قانون رها می­شود. اگرچه میل درباره­ی خود سخن می­گوید، اما او به نمایش خود مبدل می­شود. گرچه درهای کارخانه­ی شکلات سازی به روی چارلی فقیر باز می­شود، اما این گشایش سعادت­مندانه چیزی نیست جز نمایش پوچ با حضور کوتوله­هایی که به عشق مصرف آن چه هرگز نداشته­اند در بندگی خود عیاشی می­کنند. کارخانه­ی شکلات سازی در نهایت امر یک جهان درون آینه یا یک جهان درون تلویزیون است. جایی که شما می­توانید دست­تان را به درون تلویزیون ببرید و شکلات را بیرون بیاورید. توده­ها به جهان میل هم­زاد خود وارد می­شوند. توده­ها به درون آینه­ای که همواره در کنار طاقچه با کتاب از آن محافظت می­شده پا می­گذارند. نمایش مصرف به جای خود مصرف به توده­ها داده می­شود. این یک واژگونی کینه توزانه است. فیلم «چارلی و کارخانه­ی شکلات سازی» کاملا راست می­گوید. کارخانه­ای که ارزش مصرف توده­ها را برای کار قربانی می­کرد، اینک به نمایشگاه خود مصرف مبدل شده است.

بار دیگر سرکوب ارزش مصرف و میل توده­ها این بار با شیفته کردن توده­ها به نمایش آن. خدایان از مصرف لذت می­برند و توده­ها از نمایش مصرف خدایان. نمایشی که توسط فن­آوری بی اندازه جذاب می­شود. فن­آوری که بیشتر در خدمت نمایش مصرف قرار می­گیرد تا در خدمت تحقق مصرف ومیل توده­ها. این نتیجه­ی نهیلیسم فن­آورانه­ی طبقه­ی برتر است. شاید پرسش همیشه برجاست؟ توده­ها برای چه چیزی می­جنگند؟ برای چه چیز قربانی می­شوند؟ برای چه چیز میل خود را سرکوب می­کنند؟ برای چه چیز جان می­کنند؟ و اینک این پرسش­ها این گونه مطرح می­شوند؟ توده­ها برای کدام میل خود عیاشی می­کنند؟ چرا از نمایش مصرف خدایان لذت می­برند؟ mtv زندگی مجلل خوانندگان پاپ را به توده­ها نشان می­دهد؟ چرا باید این برنامه­ی تلویزیونی جذاب باشد؟ هیچ پاسخ معقولی برای هیچ کدام این پرسش­ها وجود ندارد. تحقق ارزش مصرف توده­ها در جامعه­ی طبقاتی امکان ناپذیر است. سکس و شهوتی که همواره به مثابه منبع اسرار و راز توده­ها بازسازی می­شد، اینک به عنوان یک نمایش بی پایان، خریداری و مصرف می­شود. شما حتما این داستان احمقانه را شنیده­اید که زلیخا اندام خود را در اتاق آینه به یوسف نشان می­دهد تا او نتواند روی برگرداند. گیر کردن در یک اتاق آینه و تکثیر ابژه­ی میل: این آرزوی اسرارآمیز توده­ها بود. امروز فن­آوری نهیلیستی بورژوازی این اتاق آینه را برای ما فراهم آورده است. هیچ فایده­ای ندارد که روی برگردانید. شما اغوا می­شوید، اما این بار بدون حضور و تحقق واقعی میل­تان.

 


* اگر عضو یکی از شبکه­های زیر هستید، می­توانید این مطلب را به شبکه­ی مورد نظر خود ارسال کنید:

Delicious delicious    Facebook facebook    Twitter twitter    دنباله donbaleh    Google google    Yahoo yahoo    بالاترین balatarin


كانون پژوهشى «نگاه»، www.negah1.com