رییس کمیسیون اروپا:

دموکراسی می­تواند در یونان، پرتغال و اسپانیا فرو پاشد!

 

فرهاد بشارت

 

"دیلی میل" یک روزنامه­ی بریتانیایی به نقل از خوزه مانوئل باروسو (رییس کمیسیون اروپای واحد)، نوشت که مادام که اقدامات عاجلی برای مقابله با بحران قرضی در اروپا به عمل نیاید، دموکراسی ممکن است در یونان، اسپانیا و پرتغال "فرو بریزد".

به گزارش "دیلی میل"، باروسو در یک توضیح و ملاقات فوق­العاده با روسای اتحادیه­های کارگری، چشم­اندازی "محشرگونه" از آینده­ی کشورهای اروپای جنوبی ترسیم کرد که طبق آن ممکن است این کشورها به خاطر افزایش بهره­ی بانکی، و فروریزی خدمات عمومی و به دلیل بی پولی دولت­های مربوطه، با کودتا یا قیام­های مردمی روبرو شوند.

این هشدار محکم، متعاقب انتشار خبر آغاز کار روسای کشورهای اتحادیه­ی اروپا برای نجات اسپانیا، توسط قرضی که به صدها میلیارد اویرو بالغ خواهد گردید، داده شد.  

جان مانکس، رهبر سابق "کنگره­ی اتحادیه­های صنفی" بریتانیا (تی. یو. سی)، گفت: که از شدت این هشدار باروسو، که زمانی خود نخست وزیر پرتغال بود، شوکه شده است!

مانکس، که هم اکنون رهبر تی.یو.سی اروپا است، گفت: من جمعه­ی گذشته صحبتی با باروسو در مورد این که برای یونان، اسپانیا و پرتغال و بقیه چه کار می­شود کرد داشتم و پیام او رک بود. او گفت: ببین! اگر آن­ها این مجموعه سیاست­های ریاضت را انجام ندهند، دموکراسی از این کشورها رخت بر خواهد بست. آن­ها هیچ راه دیگری ندارند. این تنها راه است؛ همین و بس. او خیلی خیلی نگران است. او ما را با ارائه­ی این چشم­انداز محشر گونه، که ممکن است دموکراسی­های اروپا به خاطر حجم بدهی­های دولتی فرو بریزند، شوکه کرد.

یونان، اسپانیا و پرتغال که تازه در دهه­ی هفتاد دموکراسی شدند، همگی با مشکلات مالی عمومی شدید مواجه هستند. هر سه کشور، گذشته­هایی هم­راه با کودتاهای نظامی دارند.

 

روزنامه­ی انگلیسی زبان "زمان امروز"، چاپ ترکیه، هفدهم ژوئن 2010 ، صفحه­ی یازده

ترجمه به فارسی: ف.ب.

* * *

 

نگاهی به گفت­وگوی آقای باروسو و آقای مانکس

پیام آقای باروسو، در مقام بالاترین شخص دولت اروپای واحد، به کارگران روشن است:  برای حل بحران سرمایه­داری در اروپا و جهان یا باید به زبان خوش تمام سیاست­های عسرت اقتصادی، افزایش ساعات کار، کاهش خدمات اجتماعی و هم­چنین دست­مزدها، افزایش سن بازنشستگی و.. را که بورژوازی می­خواهد، قبول می کنید و یا به کمک فاشیسم، با زور، این گرده را بر گردن­تان خواهیم گذاشت!

در این حمله به طبقه­ی کارگر، او دقیق است و رُک. ایشان در این هشدارش به گماشتگان سرمایه در طبقه­ی کارگر نمی­گوید که خطر فاشیسم هست؛ اما اتحاد اروپا و دموکراسی آن، با پلیس و ارتش­ها و کامپیوترهایش، به هر وسیله که شده بر فاشیست­ها لگام خواهد زد. پیام او به کارگران اروپا و جهان این نیست که دفاع از سطح معیشت و شرایط موجودشان حق مسلم آن­ها است و در این تلاش می­توانند به "دموکراسی" آقای باروسو و بورژوازی اروپا تکیه کنند. او به صراحت دارد می­گوید که "پارلمان، آزادی بیان، آزادی تشکل و عقیده، پلیس و ارتش و قانون بورژوازی، وقتی مصلحت ماندگاری سرمایه ایجاب کند، کشک مسلم هستند!" مبادا گول حرف و قول­های سابق ما را بخورید. این قوانین و دم و دستگاه تماما برای حفظ حاکمیت سرمایه درست شده­اند. حرف صریح امروز ما این است: یا دولا شوید و یا توسط فاشیست­هایمان دولایتان خواهیم کرد!" 

گزارش مختصر فوق، گویای دریایی از حقایق امروز جهان سرمایه­داری و طبقاتی در اروپا و کل جهان است. فعالان صمیمی جنبش کارگری در ایران و جهان اگر این گونه هشدارهای بورژوازی را جدی نگیرند و  راه­کارها و راهبردهای خود را در مقابله­ی ریشه­ای با این اولتیماتوم­های بورژوازی تدوین نکنند، کل طبقه­ی کارگر را از سنگری به سنگر دیگر عقب نشانده و به قعر توحش خواهند کشاند.  برخی از این حقایق مختصرا عبارتند از:

1- جهان سرمایه­داری در اروپا و آمریکا و ژاپن و بسیاری از دیگر کشورها دچار بحران ساختاری و ماندگار است. رشد کمی و کیفی سرمایه­داری دیگر با محدودیت­های  "مرزهای" کره­ی زمین مواجه شده است. آن­ها نمی­توانند بحران کنونی و ساختاری سرمایه­داری را در  گسترش آن به کره­ی مریخ حل کنند. خوزه باروسو در ریشه­یابی بحران، رُک و صریح دروغ می­گوید. استفاده از ترکیب "بحران قرضی" تلاشی است برای پوشاندن حقیقت این بحران،  که یک بحران مناسبات سرمایه­داری و بردگی کار مزدی است.

نرخ سودهایشان پایین آمده، انبوه کالاهایشان فروش نمی­رود و چرخه­ی سرمایه به دست­انداز افتاده است. هیچ بحران سرمایه­داری­ در تمام تاریخ این قدر کلاسیک و منطبق بر نقد کارگری و مارکسی از مناسبات سرمایه­داری نبوده است.

بنا به حقایق کتمان نشدنی موجود جهان و آمارهای ارزش­افزایی سرمایه در سی سال گذشته در جهان، درجه­ی تولید ارزش اضافی توسط مزدبگیران رقمی در حدود ده به یک بوده است. یعنی هر کارگر و مزدبگیر در جهان، به طور متوسط، در مقابل هر یک دلاری که بابت فروش نیروی کارش گرفته، معادل ده دلار ارزش و ثروت تولید کرده است. کارگری که چهل سال کار کرده، معادل هزینه­ی زندگی سیصد و شصت سال دیگر خود و خانواده­اش محصولات مادی و غیرمادی تولید کرده است. این جماعت شش میلیارد نفری ثروت تولید کن، و به همین معنی "ثروت­مند"؛ چرا توسط امثال آقای باروسو دچار"بحران قرضی" معرفی می­شوند و بابت این بحران باید سفره­های نه چندان پر خود و فرزندانشان را خالی­تر کنند؟ گندم تولید کرده­اند! این گندم توسط سرمایه­داران به دریا ریخته می­شود! فولاد تولید کرده­اند! بخش بزرگی از این فولاد مصرف نشده، و دوباره، توسط سرمایه­داران راهی کوره­ای ذوب آهن می­شوند! خانه درست کرده­اند! هزاران از این خانه­ها، نوی نو، استفاده نشده، دوباره توسط بولدزرهای سرمایه ویران می­شوند تا مبادا انسانی آسایش خود را در آن­ها، بدون ارزش افزایی کافی سرمایه، باز یابد! تا آن جا که به مزدبگیران و کارگران برمی­گردد، کدام "بحران قرضی" را آن­ها به وجود آورده­اند؟  

این بحران، یک بحران ساختاری نظام بردگی مزدی سرمایه­داری است، خوزه باروسو عمدا و رسما در این باره دروغ می­گوید.     

2- خوزه باروسو در مورد راه­حل موجود برای سرمایه­داری امروز جهان به شکل بی نظیری صریح و صمیمی است. چیزهایی که او در این دیدار با گماشتگانش در طبقه­ی کارگر عمدا ابراز نمی­کند، این­ها هستند:

2-1- سرمایه­داران و بورژواها برای حل بحران خودشان، چند راه­حل شناخته شده دارند. یکی پالایش درونی صفوف سرمایه است. برخی از سرمایه­داران ورشکست شده و سرمایه­های بزرگ سرمایه­های کوچک­تر را می­بلعند. این راه­حل با شدت در جریان است. اتوموبیل سوئدی "وولو" در همین یک سال پیش توسط کمپانی "جی لی"، سرمایه­ی بزرگ­تر چینی، و متکی به کارگر به مرتب ارزان­تر، تصاحب شده است. ورشکستگی برخی از بانک­ها و موسسات مالی بزرگ، هم­چنین کارخانجاتی مانند جنرال موتورز، می­توانست ورشکستگی کل سرمایه­داری جهان را سرعت بخشد. بیش از هفت هزار میلیارد دلار در سراسر جهان از مالیات مزدبگیران، یا در شکل اعتبارات دولتی و چاپ پول بدون پشتوانه، توسط دولت­های سرمایه عمدتا در آمریکا و اروپا به این گونه بانک­ها و موسسات داد شده است. مشکل حل نشده. همین ماه پیش اعلام شد که در سال آینده قریب به صد بانک متوسط و کوچک در آمریکا در معرض ورشکستگی قرار خواهند گرفت. 

راه­حل جان مینارد کینز، با هدف بالا بردن تقاضا به طور مصنوعی از طریق دولت و از آن طریق سرعت بخشیدن به چرخه­ی سرمایه هم در شرایط کنونی با توجه به جهان­گیر بودن سرمایه، و برعکس شرایط جهانی پس از خاتمه­ی جنگ جهانی دوم، کارساز نبوده است. مشکل بورژوازی جهان هنوز هم باقی است.

جهان­گیر شدن سرمایه، از بین رفتن ماهیت و منشا "ملی" سرمایه­های بزرگ در جهان و بالاخره وجود سلاح­های اتمی و نوترونی در دست تعداد زیادی از دولت­های جهان، راه­انداختن یک جنگ بزرگ جهانی را هم برای بورژوازی غیرقابل پیش­بینی و غیرعملی کرده است. مانند شرایط پیش از جنگ جهانی اول و دوم دیگر نمی­توانند با گسترش صنایع نظامی و بالاخره تخریب یک بخش از جهان، برای یک دور جدید از سرمایه­گذاری، تولید سرمایه­داری و ارزش افزایی سرمایه، زمینه فراهم کنند. یک جنگ جهانی بزرگ جدید اتمی از دستور کار بورژوازی بزرگ جهان فعلا خارج است.

2-2- بالا بردن ترکیب فنی سرمایه، استفاده از تکنولوژی پیش­رفته­تر و بالا بردن ارزش­افزایی نیروی کار از این طریق. این راه­حل در شرایط امروز جهان سرمایه­داری منتفی است. وقتی سرمایه در چین و هندوستان و ویتنام و رومانی و ایران می­تواند با تکیه به تکنولوژی عقب مانده­تر، و به  قیمت فقر و پریشانی بیش­تر کارگران، سود مناسبی کسب کند، برای بورژوازی در اروپا و آمریکا دیوانگی محض خواهد بود اگر سراغ سرمایه­گذاری برای استفاده از تکنولوژی پیش­رفته­تر بروند. بنا به گزارش مجله­ی بورژوایی "اکونومیست"، انبوهی از اختراعات جدید برای پیش­برد تکنولوژی تولید و توزیع در قفسه­های موسسات تحقیقاتی خاک می­خورند و کم­تر سرمایه­داری حاضر به پرداخت هزینه برای به کارگیری جدی آن­ها در خط تولید هست.

2-3- پایین آوردن سطح زندگی مزدبگیران و کارگران، نزدیک کردن درجه­ی استثمار کارگر اروپایی به درجه­ی استثمار کارگر چینی و ویتنامی و ایرانی و در یک کلام، بالا بردن استثمار مطلق از کارگران جهان. مادام که کارگران جهان، به خصوص در اروپا، یک تقابل جدی و نسبتا موفق با این تهاجمات سرمایه­داران نکرده اند؛ این راه، راه عمده­ی سرمایه­داران برای تخفیف بحران ساختاری­شان خواهد بود. خوزه باروسو، مامور اعلام صریح این تنها راه­حل ممکن سرمایه­داران به مزدبگیران اروپا است. در دو سال گذشته تلاش در این جهت، عمده­ی مشغولیت بورژوازی اروپا و آمریکا را تشکیل می­داده است.

3- خوزه باروسو در این دیدار با رهبران اتحادیه­ها همین نکته را به صراحت مورد تاکید قرار می­دهد. او می­گوید یا این راه حل فقر و بیکاری و از بین رفتن خدمات اجتماعی، آموزش و پرورش، افت سطح تامین و زندگی بازنشستگان، افزایش ساعات کار و کاهش دست­مزدهایتان را به زبان قانونی و مودبانه­ی دموکراسی قبول می­کنید و یا توسط فاشیست­ها همین بلا را بر سرتان خواهیم آورد.

او در این دیدار نمی­گوید که نظام سیاسی حاکم بر اروپا و آمریکا، نه "دموکراسی" (مردم سالاری)، بلکه سرمایه سالاری است. او نمی­گوید که حاکمیت فاشیسم در کشورهای  مدعی مردم سالاری اروپا برای سرمایه­داران پذیرفتنی نیست.  

باروسو، سیاست­مدار با سواد و زیرکی است. این را همه می­دانند. او تازگی دچار نسیان و فراموشی هم نشده است. در اشاره به سابقه­ی روی کار بودن فاشیست­ها در پرتغال و یونان و اسپانیا، او ایتالیا، و از همه مهم­تر آلمان، را فراموش نکرده است. مصلحتی در این نسیان موقت و انتخابی تاریخی ایشان نهفته است.

استراتژی بورژوازی اروپا در کاهش سطح زندگی کارگران و بالا بردن درجه­ی مطلق استثمار آنان بر این قرار دارد که قدم به قدم و منطقه به منطقه این داروی کشنده را به کارگران بنوشاند. اول بحران را بحران مالی و قرضی می­نامند، بعد کارگران اروپا را از خطر رقابت چین می­ترسانند، سپس کارگران را در ضعیف­ترین سنگرهای  سرمایه در اروپا، مانند ایسلند، یونان، پرتغال، اسپانیا و یونان به چالش می­کشند.

اگر کارگران، با قدری تظاهرات و تقابل کم ضرر این راه­حل بورژوایی را در یونان و اسپانیا  قورت دادند، آن وقت سراغ کارگر ایتالیایی و آلمانی خواهند رفت. اگر این مراد حاصل نشد، آن وقت آقای باروسو و هم­قطاران بورژوایش حضور ذهن لازم را پیدا کرده و به مزدبگیران و مردم در اروپا و جهان یادآور خواهند شد که فاشیست­های موسیلینی در ایتالیا و فاشیست­های نازی و هیتلری در آلمان، چه بلایی بر سر مزدبگیران و مردم آوردند. آن وقت همه­ی کارگران اروپا و جهان را از تکرار روی کار آوردن فاشیست­ها در ابعاد گسترده خواهند ترسانید. آن وقت به کارگران خواهند گفت که نه فقط در این ممالک، بلکه در همه­ی کشورهای اروپا فاشیست­های فعلا کروات و ماتیک زده وارد پارلمان­های دموکراسی شده­اند.

ظاهرا در پارلمان­های فرانسه و بریتانیا و اتریش و نروژ و دانمارک و مجارستان، فاشیست کم بود. چهار ماه پیش در سوئد، این گل سرسبد دموکراسی، دولت رفاه و سازش طبقاتی اروپا و جهان، هم تعداد بیست فاشیست از حزب "دموکرات­های سوئد" را وارد پارلمان 349 نفره کردند. به موقع و هر وقت لازم شد، بورژوازی اروپا امثال ژان ماری لوپن فرانسه و جیمی اوکه­سون سوئد را بدون کراوات و چماق به دست در هیات قوه­ی اجرایی سرمایه به جان مردم خواهد انداخت.

با این وضعیت در اروپا، حساب بورژوازی در کشورهایی مانند ایران هم روشن است. حکومت مطلوب بورژوازی در سال 2011 در ایران هم همین موجوداتی است که در ملا عام دست و پا می­برند، دار می­زنند، سنگسار می­کنند و فعالان کارگری را به جرم کوچک­ترین حق­جویی به شلاق کشیده و زندان می­کنند. کسانی که کارگران و مزدبگیران ایران را علاف روی کار آمدن سبزها، اصلاح طلبانی که از خاتمی، و اکنون از موسوی، گذر کرده­اند، و فواید روی کار آمدن دولت سرمایه­داران (به جای دولت سرمایه) نگه می­دارند،  دانسته یا ندانسته، انرژی مبارزاتی آنان را هرز داده و برای حکومت سرمایه در ایران وقت می­خرند.  

کسانی که در جنبش کارگری، مزدبگیران را به امید از راه رسیدن "سه جانبه گرایی، و" دو جانبه گرایی"، از توجه به راه­حل­های شدنی و ریشه­ای ضدسرمایه­داری برحذر می­دارند، لازم است این هشدارهای آقای باروسو را دوبار بخوانند.

در قلب اروپا، مهد پاگیری دولت­های رفاه و آشتی طبقاتی و سرزمین تولد "سه جانبه گرایی" و "دو جانبه گرایی"، بالاترین دولت سالار اروپای واحد، به عنوان فرد نماینده­ی یکی از این "سه جانب"، یعنی دولت و مزدبگیران و سرمایه­داران، مزدبگیران را از دوجانبه گرایی، یعنی تقابل قانونی کارگران و سرمایه­داران بدون دخالت دولت، بر حذر داشته و در صورت گوش نکردن به حکم و خواست سرمایه­داران، شمشیر فاشیست­هایی از نوع فرانکو و سالازار را نشانشان می­دهد.

 

اینان نماینده­ی کارگران نیستند

در گزارش مختصر فوق، اظهارات جان مانکس، رییس کنونی کنگره­ی اتحادیه­های اروپا، به همان اندازه­ی گفته­های خوزه باروسو شنیدنی و درس­آموز است. در مقابل پیش کشیدن خطر فاشیسم، جان مانکس به باروسو نمی­گوید که خوب! با این پلیس و ارتش و وسائل استراق سمع­تان جلوی فاشیست­ها را بگیرید و بگذارید ما خودمان تکلیف­مان را با سرمایه­داران و سیاست­های ریاضت اقتصادی­شان روشن کنیم.

او به باروسو نمی­گوید که با قدرت اقتصادی، اجتماعی و مبارزاتی مزدبگیران دست هر جوجه فاشیستی را خواهیم شکست. او هم نسیان گرفته است و جنبش ضدفاشیستی قوی قرن گذشته­ی کارگران را به رخ باروسو نمی­کشد و نمی­گوید که برای جلوگیری از قدرت­گیری فاشیست­ها، این بار معطل بورژوازی "دموکرات" نخواهیم ماند و با اقدام به از بین بردن حکومت سرمایه و اعلام  حرکت به سوی یک جامعه­ی فارغ از کار مزدی، با کاهش ساعات کار، اشتغال همه­ی داوطلبان به  کار و تولید برای رفاه انسان و بهبود طبیعت، یک راه­حل رادیکال کارگری را در مقابل صدها میلیون انسان نگران و خواهان راه­حل­های رادیکال خوایم گرفت.

نخیر! جان مانکس در مقابل باروسو و بورژوازی از این غلط­ها نمی­کند. او سه دهه در ظرفیت­های مختلف، و آخرین بار به عنوان رییس "تی یو سی" بریتانیا، یک عامل اصلی به عقب کشاندن و شکست کارگران بریتانیا در مقابل بورژوازی آن کشور بوده است. نگاهی قیاسی به سطح زندگی و مطالبات و مبارزه­جویی کارگران بریتانیا در سال 1981 و امسال در 2011 نشان می­دهد، که امثال جان مانکس چه خدمت بزرگی به بورژوازی در عقب نشاندن و مهار کردن کارگران کرده­اند. اصلا به خاطر همین کارنامه­ی درخشان و بورژوایی و ضدکارگری جان مانکس است، که امروز او را به ریاست "تی یو سی" اروپای واحد گمارده­اند. شغل او و امثال او در حاکمیت سرمایه این است که کارگران را از دست زدن به حرکت رادیکال ضدسرمایه برحذر دارد. شغل او این است که زهر  ترس از  حاکمیت فاشیسم را قاشق به قاشق از باروسو تحویل گرفته و به خورد مزدبگیران کارگر و بیکار بدهد و آن­ها را مطیع و دست بسته و راضی به فقر بکشاند.   

یک بار دیگر گفته­ی مانکس در این دیدار را می­خوانیم:

"مانکس، که هم اکنون رهبر تی.یو.سی اروپا است، گفت: من جمعه­ی گذشته صحبتی با باروسو در مورد این که برای یونان، اسپانیا و پرتغال و بقیه چه کار می­شود کرد داشتم و پیام او رُک بود. او گفت: ببین! اگر آن­ها این مجموعه سیاست­های ریاضت را انجام ندهند، دموکراسی از این کشورها رخت برخواهد بست. آن­ها هیچ راه دیگری ندارند. این تنها راه است؛ همین و بس. او خیلی خیلی نگران است. او ما را با ارائه­ی این چشم­انداز محشر گونه، که ممکن است دموکراسی­های اروپا به خاطر حجم بدهی­های دولتی فرو بریزند، شوکه کرد".

   

راه حل کارگری بحران

ما سال­هاست که در این نشریه (نگاه) بارها و به مناسبت­های مختلف استدلال کرده­ایم که تنها راه حتا حفظ دست­آوردها و سطح زندگی تا کنونی مزدبگیران، قدرت و انسجام بخشیدن به جنبش ضدسرمایه­داری و از بین بردن کار مزدی است. مادام که کارگران نخواهند در مقابل راه­حل­های ضدانسانی بورژوازی، راه­حل­های ضدسرمایه­داری و عمیقا انسانی خود را به میدان بکشند و اعلام کنند، وضعیت­شان روز به روز خراب­تر خواهد شد. در ایران یا یونان و اروپا فرقی نمی­کند.

ارائه­ی تصویری روشن و ممکن از جامعه­ای که در آن نه سرمایه، بلکه انسان سالار باشد؛

توضیح امکان­پذیری و مطلوبیت جامعه بدون سرمایه و کار مزدی، متکی به کار داوطلبانه و تولید بر اساس احتیاجات انسان و طبیعت؛ مطالبه­ی صریح این جامعه؛ سازمان دادن صفوف خود برای رسیدن به چنین جامعه­ای؛ کنارگذاردن صنفی­گرایی و سیاست گریزی در تشکل­های فراگیر کارگری و...، آن حلقه­های اساسی­ای هستند که می­توانند عقب­نشینی سه دهه­ای کارگران و مزدبگیران جهان در مقابل سرمایه را متوقف کرده و به آن­ها ضمن حفظ سطح زندگی تاکنونی­شان، امکان مبارزه با هر نوع بدیل فاشیستی سرمایه،  فراتر رفتن از نظام سرمایه­داری و بنیان­گذاری جامعه­ای در شان انسان قرن بیست و یکم را بدهد.

من و رفقای دیگری در گذشته در حد توان به جنبه­هایی از ملزومات قدرت­گیری و سازمان­یابی مجدد جنبش الغای کار مزدی پرداخته­ایم. این جا از تکرار اجتناب کرده و خواننده­ی احتمالا کنجکاو و علاقه­مند را به لیست برخی از این نوشته­ها رجوع می­دهم.

 

به امید سالی فکرمند و چاره اندیش برای مزدبگیران جهان

ژانویه 2011

* * *

 

از همین قلم:

- کمونیسم، تنها راه ممکن رهایی و سعادت انسان.......................... دفتر چهارم نگاه

- بی ربطی معضل «کمونیسم در یک کشور»به کارگران...................... دفتر دهم نگاه

- درسی آموختنی از تاریخ جنبش کارگری....................................... دفتر یازدهم نگاه

- نقدی بر ”بربریت یا سوسیالیسم“ استیفان مزاروش....................... دفتر یازدهم نگاه

- در دفاع از ممکن بودن کمونیسم................................................. دفتر دوازدهم نگاه

- بررسی جنبش کارگری در ایران- یک مصاحبه................................. دفتر پانزدهم نگاه

- برگ هایی از کارنامه سی ساله.................................................. دفتر بیست و سوم نگاه

- جامعه­ی بين­‌المللى کارگران (نوشته آیشهف­–­ ترجمه فرهاد بشارت)، لیست کتاب­های نگاه
- طبقه­ی کارگر و اسطوره­ی طبقه­ی متوسط در  تحولات جاری ایران....... دفتر بیست و چهارم نگاه

 


* اگر عضو یکی از شبکه­های زیر هستید، می­توانید این مطلب را به شبکه­ی مورد نظر خود ارسال کنید:

Delicious delicious    Facebook facebook    Twitter twitter    دنباله donbaleh    Google google    Yahoo yahoo    بالاترین balatarin


كانون پژوهشى «نگاه»، www.negah1.com