|
«شعرهای فدریکو گارسیا لورکا»
|
|
|
و دیگر هیچ. باغی ست بی پرنده و بی آواز، با یک جویبار تنها
و چشمه ای کوچک.
یا ستاره ای که بخواهد برگی باشد. که می خواهد شبتاب دیگری باشد
در مزرعه نگاه های منقطع. و بوسه های ما، ذرات پرطنین پژواک
که در دوردست ها مرتعش می شوند.
دیگر هیچ.
|
|
| ترانه ی شرقی و اشعار دیگر فدریکو گارسیا لورکا _ برگردان: احمد شاملو |
|