بی دلیل

 

حامد ابراهيم پور

 

به هزار دلیل دوستت دارم

آخرینش می‏تواند کیف کوچک­ات باشد

بازشده در جوی آب

یا وقتی که گرفته بودی پیشانی‏ات را

لبخند می‏زدی

 

آخرینش می‏تواند اولین بوسه‏مان باشد

در آسانسور دانشگاه

یا همین تخمه شکستن یواشکی

توی سینما

 

به هزار دلیل دوستت دارم

آخرینش می‏تواند دست‏هایت باشد روی صورت من

تا خدا و ابلیس اشک‌هایم را نبینند

یا روزی که در میدان ولی عصر

زمزمه کردی در گوشم

قرار نیست هیچ‏کس بیاید

 

به هزار دلیل دوستت دارم

آخرینش می‏تواند سرفه نکردنت باشد

روی سیگارهای من

می‏تواند ناشیانه آشپزی کردن­ باشد

ناشیانه عشق‏بازی کردنت

 

به هزار دلیل دوستت دارم

آخرینش می‏تواند لنگه کفش خونی‏ات باشد

روی پیاده‏رو

وقتی تنت را روی دست می‏بردند

می‏تواند حسرت گیسوانت باشد

برای بوسیدن آفتاب

وقتی با روسری خاکت کردند!

 


* اگر عضو یکی از شبکه­های زیر هستید، می­توانید این مطلب را به شبکه­ی مورد نظر خود ارسال کنید:

Delicious delicious    Facebook facebook    Twitter twitter    دنباله donbaleh    Google google    Yahoo yahoo    بالاترین balatarin


كانون پژوهشى «نگاه»، www.negah1.com