دشمنان

 

پابلو نرودا

مترجم: غزال طبری

 

آن­ها تفنگ­های پر از باروت را آوردند

آنان دستوراین کشتار وحشیانه را صادر کردند

آن­ها این جا با خلقی مواجه شدند

گرد آمده به حکم عشق و وظیفه

که سرودی می­خواندند.

 

دخترک با پرچمش فرو افتاد

و پسر، خندان، زخمی، در کنارش

مردم وحشت­زده، با درد و خشم

دیدند آنان را که بر خاک می­افتادند

و همان جا که کشتگان افتاده بودند

مردم پرچم­هایشان را در خون زدند

تا آن را رو به دژخیمان دوباره بر پا دارند.

 

به خاطر این مردگان، به خاطر مردگانمان

مجازات می­خواهم!

برای آن­ها که بر خاک میهن خون ریختند

مجازات می­خواهم!

برای جلادی که حکم این کشتار را داد

مجازات می­خواهم!

برای خیانت­کاری که به قیمت خون دیگران بالا رفت

مجازات می­خواهم!

برای آن که فرمان مرگ داد

مجازات می­خواهم!

برای آنان که از این جنایت دفاع کردند

مجازات می­خواهم!

 

نمی­خواهم دست خونالودشان را به سمتم دراز کنند

من مجازات می­خواهم!

نمی­خواهم سفیر من باشند،

نمی­خواهم حتی توی خانه­شان راحت بنشینند

مجازات می­خواهم!

می­خواهم در همین مکان،همین میدان، محاکمه شوند

من مجازات می­خواهم!

من مجازات می­خواهم!

 


* اگر عضو یکی از شبکه­های زیر هستید، می­توانید این مطلب را به شبکه­ی مورد نظر خود ارسال کنید:

Delicious delicious    Facebook facebook    Twitter twitter    دنباله donbaleh    Google google    Yahoo yahoo    بالاترین balatarin


كانون پژوهشى «نگاه»، www.negah1.com