نمونههایی از نظرات و عملکرد گرایش ضد سرمایهداری کارگران
در سی سال پیش
«سخنرانی یک رفیق کارگر در گردهمایی کارگران بیکار»، «کارگران بیکار، کارگران شاغل و رژیم!» و «مبارزات کارگران بیکار»، متن سه گزارش خبری از مبارزات کارگران شاغل و بیکار در دو سال اول روی کار آمدن رژیم جمهوری اسلامی است، که از شمارههای مختلف نشریهی «خبر کارگر»، سالهای ۱۳۵۸ و ۱۳۵۹، در این جا بازتکثیر میشوند.
این گزارشات حاکی از وجود یک گرایش فعال ضد سرمایه داری و تیزبین در میان کارگران و فعالین واقعی آنان در زمان انقلاب است. زمانی که احزاب و سازمانهایی از نوع حزب توده، مجاهدین و فداییان، کارگران بیکار را به تمکین و سازش با رژیم و یا حداکثر راهپیمایی به طرف خانهی آیتالله طالقانی برای کسب حمایت از مطالباتشان دعوت میکردند، این طیف فعالین کارگری، کارگران بیکار و شاغل را به اتحاد با یک دیگر برای مبارزه با دولت سرمایهداری جمهوری اسلامی دعوت و بسیج میکردند؛ کارگران بیکار را به جلوی کارخانهها برده و تلاش در ایجاد اتحاد و همبستگی با کارگران شاغل داشتند.
در آن سالها، وقتی این احزاب و سازمانها علت وجود بیکاری را عملکرد رژیم سلطنتی سابق یا ناشی از توطئههای امپریالیسم دانسته و راه علاج آن را هم همکاری با سرمایهداران «ملی»، رژیم و اتخاذ سیاست صبر و انتظار معرفی میکردند؛ این کارگران کمونیست، کُل نظام سرمایهداری را باعث ایجاد بیکاری میدانستند و از کارگران شاغل و بیکار میخواشتند تا محو نظام سرمایهداری و جایگزین کردن آن با سوسیالیسم از پا ننشینند.
این جریان کارگری ضد سرمایهداری از همان ابتدا شناختی ملموس از ماهیت بورژوایی و سرمایهدارانهی جمهوری اسلامی و همهی آخوندها و چهرهها و جناحهای مختلف آن داشت و به صراحت ماهیت عمیقا ضد کارگری و ضد بشری این رژیم را به مردم و کارگران معرفی مىکرد. آنها کارگران شاغل و بیکار را از رقابت با یک دیگر بر حذر داشته و به صراحت به آنها میگفتند، که تنها داروی علاج همهی دردهای جامعه، از جمله بیکاری، سوسیالیسم است.
البته ادبیات آن موقع این گرایش از برخی انحرافات رایج چپ زمانهی خود رنج میبرد. علیرغم موضع و ارزیابی قاطع طبقاتی آن از نظام و رژیم سرمایهداری حاکم، واژهی « سرمایهداری وابسته» در ادبیات این جریان به کار برده میشد که اشتباه بود. همچنین برخورد غیرانتقادی آن به مبارزات ناسیونالیستی تحت عنوان مبارزات «خلقهای تحت ستم»، از جمله نشانگر نفوذ باورهای رایج چپ مسلط در ایران و جهان در آن دوره بود. از این اشتباهات امروز در جنبش کارگری باید برحذر بود.
اما هیچ کدام از این اشتباهات، ماهیت عمیقا طبقاتی و ضد سرمایهداری این جریان کارگری را نتوانست تحت الشعاع قرار دهد. حتا امروز هم تجارب عملی و سیاسی آن دورهی این گرایش برای فعالین معاصر جنبش کارگری حاوی درسهای آموزنده و کارگشا است. امروز هم میتوان و باید آن دسته از فعالین کارگری را که به فکر سازماندهی «مستقل» بیکاران، مستقل از کارگران شاغل(!)، هستند با نظرات و تجارب عملی این گرایش در ایجاد اتحاد بین کارگران بیکار و شاغل آشنا کرد. متاسفانه هنوز هم گرایشات قویای در میان کارگران به تبلیغ به نفع «سرمایهداران صنعتی» و «غیر رانت خوار» مشغولند. ارزیابی عمیقا طبقاتی این جریان در سی سال پیش از ماهیت تماما سرمایهدارانه و ضد کارگری کُل نظام حاکم هنوزهم میتواند راهگشای مبارزات و مبارزان کارگری بشود.
فعالین این گرایش در آن زمان فقط مشغول نظر دادن و مقاله نوشتن برای دیگران نبودند و خود در صف جلوی مبارزات کارگری برای تحقق بخشیدن به نظراتشان تلاش میکردند. متاسفانه این گرایش درآن زمان آن قدر قوی نبود، تا بتواند مبارزات کارگران را در مقابل حملات وحشیانهی جمهوری اسلامی، جناحها و احزاب بزرگ و کوچک رسما بورژوایی و بالاخره دسایس و اعمال امثال حزب توده، سازمان مجاهدین خلق، سازمان فداییان، حزب رنجبران و غیره به پیروزی نزدیک کند و مانع سرکوب انقلاب گردد.
این گزارشات و سخنرانی توسط محمد شمس برای انتشار در این دفتر ویژهی «نگاه» در اختیار ما قرار داده شده است.
او خود به این نسل و گرایش از فعالین کارگری ضد سرمایهداری آن دوره تعلق دارد و کارگری که متن سخنرانی او را، در اجتماع کارگران بیکار در بیست ششم مهرماه ۱۳۵۸ در تهران، در این جا میخوانید، محمد شمس است. انتشار مجدد این گزارشات و تجارب مبارزاتی سه دههی پیش را به خاطرهی آن همکاران عزیزی، که در همهی دقایق این مبارزات حضور داشتند و اکنون دیگر در میان ما نیستند، تقدیم میکنیم. یادشان گرامی باد!
فرهاد بشارت
مارس ۲۰۰۹
* * *
كارگران بیكار، كارگران شاغل و رژیم!
تهران، كارخانهی ایران ناسیونال، فروردین ۱۳۵۹
كارگرانى كه ماهها بیكار بودهاند و در چند ماه گذشته برای پیدا كردن كار از هر كارخانهاى شنیده بودند، كه «بعد ازعید استخدام میكنیم، برای كار بعد از عید به این كارخانه مراجعه كنید»، با پایان گرفتن تعطیلات نوروز براى گرفتن كار به كارخانهها مراجعه مىكنند. هجوم انبوه بیكاران، این حركت كارگران بیكار براى استخدام را به تظاهرات كارگران بیكار در برابر كارخانهها تبدیل مىكند.
در شانزدهم فروردین، وقتى كارگران كارخانهی ایران ناسیونال به سر كار بازمىگشتند، با انبوه 2۰۰–۳۰۰ نفرى از كارگران بیكار روبرو شدند، كه براى گرفتن كار و استخدام در كارخانه جمع شده بودند. بیكاران از مسئولین كارخانه مىخواستند، كه استخدام شوند. بعضى از این بیكاران از كارگران اخراجى ایران ناسیونال بودند. یك نفر از ادارهی استخدام كارخانه و یك نفر از اعضاى سندیكاى ضد كارگرى فرمایشى كارخانه به میان كارگران بیكار آمدند و از طرف همهی ضد كارگرهاى ایران ناسیونال - مدیریت، سندیكاى فرمایشى، انجمن اسلامى ضد كارگر، حفاظتىها، كمیته چىها و... - به كارگران بیكار پاسخ دادند. آنها گفتند: «ما نمىتوانیم شما را استخدام كنیم، تولید پایین است و تعداد كارگر زیاد داریم. در آینده كه تولیدمان به اندازهی قبل از انقلاب برسد (منظورشان سال ۵۶ بود)، شما را استخدام مىكنیم». و بعد هم از كارگران بیكار خواستند، تا هوشیار باشند و نگذارند «ضد انقلاب» در بینشان نفوذ كند. ضد كارگرهاى ایران ناسیونال، همان چیزى را به كارگران بیكار گفتند، كه هر روزه رژیم حاكم به بیكاران مىگوید: مثلا بیكار بمایند، گشنگى بكشید و از گشنگى بمیرید، تا ما وضع را مثل سال ۵۶ بكنیم؛ تا بتوانیم از گردهی همه تسمه بكشیم؛ تا بتوانیم استثمار را به شدت دوران شاه برسانیم؛ «جزیرهی امنیت استثمارگران» را دوباره برقرار كنیم، آن وقت اگر زنده ماندید و از زور بیكارى، گرسنگى، سرگردانى، گرانى و... از بین نرفته بودید، انشاء الله استخدامتان مىكنیم. اما اگر هم از بین رفته بودید و به درك واصل شدید، خوب اشكال ندارد. آن وقت عدهی دیگرى را به جاى شما استخدام خواهیم كرد، كه جیبهاى گشادمان و اربابان امپریالیستمان را پُر كنند و براى ای نكه ما به اندازهی كافى فرصت داشته باشیم، خودتان جاسوس خودتان بشوید و هر كس را كه با این دستورات ما مخالفت كرد، به عنوان«ضد اسلام»،«ضد امنیت»، «ضد انقلابى»، «ساواكى»، «اخلاگر» و «كمونیست» شناسایى و از جمع خودتان بیرون كنید.
اما عوامل رژیم كه عدم وجود كار را به رُخ كارگران بیكار مىكشند، براى همهی عوامل ریز و درشت خود كار پیدا مىكنند.
كارگران بیكار پاسخ خود را در این روز و روزهاى بعد به مقامات دادند. بعضى از كارگران بیكار فریاد زدند، كه: «ما كار مىخواهیم، ضد انقلاب میان ما نیست»، «آنها كه به ما كار نمىدهند، ضد كارگر و ضد انقلاب هستند».
در روزهاى بعد، انبوه بیكاران مقابل كارخانه باز هم بیشتراز روزهاى قبل تجمع كردند. كارگر بیكارى از وضع زندگى خودش و زندگى كارگران بیكار گفت: «دو سال است كه بیكارم، هر چه داشتم فروختم، دیگر هیچ چیزى ندارم كه بفروشم. فقط زنم باقى ماند، مىگویید زنم را هم بفروشم؟»
مسئولین رژیم كه خود را به كوچهی على چپ مىزنند و وانمود مىكنند كه این فریادها را نمیشوند، در عمل به كارگران مىگویند: «بله بفروشید!» همان كارى كه در شان خودشان و دار و دستهی ستمگرشان است. اما كارگران مبارزه مىكنند و با مبارزهی خود نشان مىدهند، كه شرف زحمتكشان از نوع شرف سردمداران رژیم نیست.
كارگران شاغل كارخانه هم پاسخ خود را دادند. آنها كه صحبتهاى كارگران بیكار را شنیده بودند، مىگویند: بیكارها حق دارند، ما كه كارمىكنیم و حقوق مىگیریم، همیشه هشتمان در گرو نهمان است. واى به حال این بیكارها، كه چند وقت است بیكار هستند.
یكى از كارگران شاغل با تكیه بر یكى از اصلىترین نكات در رابطه كارگران شاغل و بیكار گفت: «با وجود این همه بیكار، دیگر چه لزومى به اضافه كارى در كارخانه است؟" در ایران ناسیونال با اضافه كارى به تولید افزوده نمىشود و هدف مشخص این اضافه كارىها راضى نگاه داشتن كارگران است، تا بتوانند پایهی دستمزدها را پایین نگاه داشته و هر بار هم كه عشقشان كشید اضافه كارى را قطع كنند. و به این طریق درهر لحظه منطبق با سطح مبارزات كارگران، مقدار پرداختى به كارگران را كم و زیاد كنند. و از طرف دیگر، رژیم با كمك این اضافه كارىها مىتواند هم چنان تعداد بیكاران را افزایش دهد، تا بتوانند بخشى از بیكاران را با كمترین مقدار دستمزد به هر كار كثیفى ازعضویت در لشكریان سركوب رژیم، سپاه پاسداران، و یا پیوستن به لشكریان غیررسمى رژیم، «اوباشان حزبالله»، به كار گیرند.
اجتماعات كارگران بیكار براى استخدام در برابر كارخانهی ایران ناسیونال هم موضع رژیم را به كارگران شاغل و هم بیكار نشان داد و هم به كارگران شاغل فرصت داد، تا با دردهاى كارگران رنج دیدهی بیكار آشنا شوند و هم به هر دو بخش كارگران كمك كرد، تا بتوانند منافع مشترك خود را پیدا كنند و همبستگى طبقاتى خود را بهتر درك نمایند.
* * *
مبارزات كارگران بیكار
تهران، دی ماه ۱۳۵۸
سرمایهدار، كارگران را بیكار مىكند و رژیم حاكم كارگران را به جرم بیكارى و مبارزه براى به دست آوردن كار زندانى مىكند.
از مدتى پیش با تصرف خانهی كارگر توسط جمعى از بیكاران، این محل مركز تجمع گروهى از كارگران بیكار شده بود كه براى به دست آوردن كار مبارزه مىكردند. اما مزدوران رژیم در تدارك حمله به خانهی كارگر بر آمدند و براى این كار برنامههاى توطئه آمیز مختلفى را به اجرا در آوردند. از جمله فرستادن اوباش به مقابل خانهی كارگر توسط مامورین مسلح كمیتهها و تحریك و آوردن كارگران ناآگاه شاغل چند كارخانه مقابل خانهی كارگر.
بالاخره طى یك حملهی حساب شده توسط مزدوران رژیم، پاسداران، مشتى از عناصر كمیتهها و تعدادى اراذل و اوباش، خانهی كارگر را تصرف كردند و در این جریان هشت نفر از كارگران بیكار را هم دستگیر نمودند. نام این كارگران بیكار و دستگیر شده عبارت است از: احمد محمدى، كاظم سفیدرودى، سیدابراهیم جعفرى، كورش كلنارى، حسن رجبعلى، على اكبر حیدرى، عباسپور و علىزاده كه همچنان در زندان رژیم به سر مىبرند.
عدل رژیم حاكم، همان عدل سرمایه است. وقتى سرمایهداران كارگران را اخراج مىكنند، رژیم از سرمایهداران حمایت مىكند. وقتى كارگران بیكار تقاضاى كار مىكنند و براى آن مبارزه مىنمایند، رژیم آنها را دستگیر و زندانى مىكند.
رژیم حاكم سگ را بسته و سگهاى هار را رها كرده است: یزدىها، قطب زادهها، بهشتىها، طباطبایىها، چمرانها، مدنىها، بازرگانها، معین فرها، حبیبىها، خامنهاىها، رجایىها، موسوىها و غیره و غیره آزادند و بر علیه منافع كارگران و سایر زحمتكشان توطئه مىكنند، در حالى كه كارگران بیكار در زندان مىباشند.
اما در جامعهی طبقاتى براى كارگران و دیگر زحمتكشان همه جا زندان است، هر جا و هر كجایى كه كارگران باشند، مبارزه هم ادامه دارد.
پس از دستگیرى این هشت كارگر بیكار، اعلامیهاى از طرف گروهى از كارگران بیكار با عنوان «پیام كارگران بیكار به كارگران شاغل» منتشر گردید، كه قسمتهایى از آن نقل مىشود: «برادران كارگر و خواهرانى كه مشغول كار هستید، روى سخن ما گروهى از كارگران بیكار با شماست. مىخواهیم مقدارى از مشكلات و دردهاى خود را براى شما بازگو كنیم، بگوییم كه چه مىخواهیم. مىدانیم كه در حال حاضر بیكارى در جامعه بیداد مىكند. به قول وزیر كار، بیش از یك میلیون بیكار داریم. وقتی كه ما سر كار بودیم، به زحمت مىتوانسیتم خرج زندگى خود و خانوادهیمان را تهیه كنیم و شما خوب مىدانید كه حالا كه بیكاریم، چهها مىكشیم. بلاى بیكارى براى یك كارگر از هر دردى بدتر است و ما مدتها است، كه با این بلاى خانمان سوز دست گربیان هستیم...
همكاران!
امروزه بیكارى مشكلى است، كه بیش از هر زمانى شما را هم تهدید مىكند. هم اكنون كارخانههاى زیادى یكى پس از دیگر در معرض بسته شدن و تعطیلی قرار گرفتهاند و كارفرمایان با بهانههاى رنگارنگ، كارگران زیادى را از كارخانهها به عنوان این كه كار نداریم، پول نداریم، مواد اولیه نداریم، بازار فروش كساد است و غیره و غیره، از كارخانهها بیرون مىكنند. از جمله همین چندى پیش، كارخانههاى عبیدى، نخ زرین، فیلیپس، قرقره زیبا و... چنین كارى كردند.
همكاران!
با هر كارگرى كه بیكار مىشود، سرمایهداران بهتر فرصت پیدا مىكنند تا كارگران شاغل را حداكثر استثمار كنند؛ مزد كمتر بدهند، ساعات كار و شدت كار را بالا ببرند و شرایط را سختتر كنند و از وجود بیكارى در جامعه براى تفرقه و نقاق در میان كارگران بیكار و شاغل استفاد كنند. هر چه ما درماندهتر شویم، هر چه فشار بیكارى بر ما بیشترشود، هر چه فریاد ما را بیشتر خفه كنند، ما به مزد كمترى رضا داده و تن به سختترین كارها مىدهیم. و مجبورمىشویم با حداقل مزد به سر كار برویم. و اینها همه خود مستقیما به ضرر شما كارگران شاغل است.
همكاران!
منافع ما به هم بسته و یكى است. خواست ما خواست شما هم هست، اما امروز كسانى مىخواهند بین ما كه تا دیروز یا ماه پیش یا سال پیش در زیر یك سقف پهلوى هم كار مىكردیم، تفرقه انداخته و حكومت كنند... چشمان خود را باز كنیم، آگاهانه و متشكل قدم برداریم. آلت دست ستمگران، سودجویان و عوامل سرمایه نشویم. نگذاریم دشمنانمان موفق شوند.»
* * *
مبارزات كارگران بیكار
تهران،
به دنبال قطع وام بیكارى، كه در اثر مبارزات كارگران و آن هم در مقابل بیمهی بیكارى، دولت مجبور به پرداخت آن شده بود، كارگران بیكار بارها به وزارت كار مراجعه نموده؛ تقاضاى كار، حق بیمهی بیكارى و... مىنمایند، ولى جوابى دریافت نمىكنند. چهاردهم مهر، عدهاى از كارگران بیكار و فارغ التحصیلان بیكار جلوی وزارت كار تجمع نموده و چند نفر به عنوان نماینده، دربارهی خواستههاى كارگران بیكار، با وزرات كار مذاكره مىكنند. وزیركار قول مىدهد كه پس از بررسى مساله، روز سه شنبه پاسخ قطعى بدهد. روز سه شنبهی مقرر، وزارات كار پاسخ نمىدهد و در نتیجه عدهاى از بیكاران روز پنج شنبه تجمع كرده و خواستههاى خود را مجددا مطرح مىكنند. و در تجمع بعدى، روز پنجم آبان كه باز هم وزارت كار از دادن پاسخ طفره مىرود، كارگران از وزارت كار تا خانهی كارگر راهپیمایى و تظاهرات نموده و ساعت یك بعد از ظهر به خانهی كارگر رسیدند. اما عدهاى عناصر خودفروخته، با حمایت پاسداران ژ. س به دست، به اجتماع كارگران بیكار حمله كردند. ولى با مقاومت یك پارچهی كارگران، این حملهی ضد انقلابى خنثى گردید و كارگران بیكار پس از دادن یك ساعت مهلت به پاسداران اسلامى، خانهی كارگر را به دست گرفتند.
در اجتماعاتى كه كارگران بیكار طى جلسات مكررى كه جلوى وزارت كار داشتند، از مشكلات زندگى خود: فقر، قرض، گرو گذاشتن اسباب و اثاثیه و فرش خانه، پول نداشتن براى اسم نویسى بچهها درمدرسه و غیره و غیره سخنها گفتند. و در سخنرانىهاى خود به تشكلیل دهندگان كنفدارسیون قلابى كارگرى و نویسندگان متن قوانین و اساسنامههاى شوراهاى دولتى حمله كردند.
* * *
سخن رانى یك رفیق كارگر در گردهمایى كارگران بیكار
تهران، بیست و ششم مهر ۱۳۵۸، «خبر كارگر»، شمارهی اول،
رفقاى كارگر!
من از طرف جمعى از كارگران كارخانهی ایران ناسیونال مىخواهم چند كلمه دربارهی وضعیت خودمان در كارخانه و مشكل بیكارى صحبت كنم. چون این مشكل تنها مسالهی شما نیست، بلكه مشكل تمام كارگران و زحمتكشان سراسر ایران است. در بحران سرمایهدارى، بیكارى شترى است كه در منزل تمام كارگران و زحمتكشان خواهد خوابید. زیرا هیچ كارخانهاى نمىتواند از چنگ بحران فرار كند. ما در كارخانهی خودمان این مساله را به خوبى حس مىكنیم، تولید در ایران ناسیونال به بیست درصد دوران قبل از انقلاب تنزل كرده است و مواد اولیه و قطعاتى كه در انبار موجود است تنها تا هشت ماه دیگر مىتواند كارخانه را به حركت در آورد. بنابراین از همین حالا بلاى بیكارى، زنگ و دندان كریهاش را به یازده هزار كارگر و هزار كارمند این كارخانه نشان مىدهد. قرار است كه از روز شنبه، بیست و هشتم مهر ۵۸، (پس فردا)، كار در قسمتهاى عمدهی كارخانه یك شیفته شود و كارگرانى كه به این ترتیب بیكار مىشوند، كه تقریبا یك سوم كل كارگران را تشكیل مىدهند، موقتا به جهاد سازندگى فرستاده شوند.
با تنزل تولید در كارخانهی ایران ناسیونال، بیش از شصت كارخانهی دیگر كه تولید آنها عمدتا به كارخانهی ما وابسته است نیز دچار ركود و ورشكستگى خواهند گشت. نتیجهی این امر، این است كه تا چند ماه دیگر تنها در رابطه با كارخانهی ایران ناسیونال بیش از شصت هزار كارگر و هزاران كارمند جزء به لشكر بیكاران جامعه افزوده خواهد شد. آن چه در كارخانهی ما اتفاق مىافتد، كم و بیش در تمام كارخانههاى ایران در حال جریانست. با عمیقتر شدن بحران سرمایهدارى در كشور ما، بر شدت و وسعت بیكارى، فقر و كمیابى مایحتاج اولیهی زندگى روز به روز افزوده مىشود.
در مقابله با این بلایى كه به جان كارگران و زحمتكشان جامعه افتاده، این دولتیان سرمایهدار كه قدرت حكومتى را از اسلافشان تحویل گرفتهاند و اسم انقلابى روى خودشان گذاشتند، چه مىكنند؟ چه چارهاى اندیشیدهاند و چه برنامهاى براى حل این مشكلات اساسى و حیاتى، براى علاج دردها و رنجهاى ما كارگران و زحمتكشان این مملكت دارند؟ شما بگویید در این چندین ماهى كه به دنبال كار، شما را از این محل به آن محل پاس مىدادند، جز وعده و وعید و عوامفریبى و دوز و كلك، چه چیز دیگرى از آنها دیدهاید؟
مسلما حالا دیگر براى همهی ما روشن شده است، كه این دولت نه میتواند و نه مىخواهد كه هیج یك از مشكلات ما كارگران و زحمتكشان را حل كند. دلیلاش هم معلوم است. دلیلاش اینست، كه اصلا مشكل ما مشكل آنها نیست. اینهایى كه به تازگى به حكومت رسیدهاند، مشكلشان، مشكل طبقهی خودشان است. مشكل این سرمایهداران و ملاكین بزرگ و شكم گُندههاى مرفه اینست، كه در اثر انقلاب عظیم تودههاى رنجبران میهنمان، نظام غارت و استثمارشان درهم ریخته است. و حالا میخواهند هر چه سریعتر و به قیمت بیكارى و فقر و گرسنگى ما كارگران و زحمتكشان و به قیمت به خاك و خون كشیدن هر اعتراض و اعتصاب و تحصن و تظاهراتى كه هر روز در گوشه و كنار مملكت از طرف تودههاى زحمتكش بر پا مىشود، دوباره نظام ضربه خوردهی سرمایهدارى وابسته ایران را سر و سامان دهند و دوباره بر خر مراد سوار شوند؛ منتها این بار در شكل جدید و حیلهها و شگردهاى تازهترى.
دولت موقت به اصطلاح انقلاب در حرف طرفدار مستضعفین است و گوش فلك را با شعارهاى خررنگ كنى چون «حكومت عدل اسلامى»، «جامعهی بى طبقهی توحیدى» و «وحدت، برابرى و برادرى» كر مىكند، اما در عمل هیج قدمى جز براى دفاع از منافع سرمایهداران بر نمىدارد و هیچ تلاشى جز براى نجات سرمایهداران نمىكند. بله، تلاش براى نجات آنها از امواج انقلاب ما زحمتكشان! دولت موقت به اسم انقلاب، اما در واقع در خدمت طبقهی سرمایهدار، بر سر فرماندهان مزدور ارتش شاهنشاهى آب توبه مىریزد و دوباره در راس ارتش قرارشان مىدهد. ساواك را احیا مىكند و آن را تحت عنوان جدید ساواما به كار مىگیرد! به جاى ادارهی حفاظت، نیروهاى ویژه را در كارخانه مستقر مىكند! راهپیمایىها و تظاهرات بیكاران را در تهران، آبادان، اهواز و خرمدره و بسیارى از نقاط دیگر وحشیانه سركوب مىكند! سرمایهداران فرارى را با تضمین مالى و جانى دعوت به بازگشت مىكند و میلیونها تومان به سرمایهداران وام مىدهد! اما جواب ما زحمتكشان را همه جا با گلوله و سرنیزه و قنداق تفنگ داده است! خلق رزمندهی كرد و خلقهاى سراسر ایران را كه براى به دست آوردن خواستههاى برحق خود به پا خاستهاند، به بهانهی تجزیه طلبى به خاك و خون مىكشد! كمونیستها، این انقلابىترین نیروهاى طرفدار كارگران و زحمتكشان را ضد انقلابى مىنامد و با هزار تهمت و دسیسه و افترا سعى مىكند آنان را از تودهها دور سازد!
چنین دولتى براى موجه ساختن و بر حق جلوه دادن تمام این خیانتها و جنایتهایش به تودههاى رنجبر مملكتمان، به اسلام متوسل شده و از ترس خشم كارگران و دهقانان و زحمتكشان به زیر قباى روحانیون خزیده است. سرمایهدارهایى كه عابد و زاهد شدهاند، مىخواهند به زور سلام و صلوات و تكبیر و تكفیر و نماز جمعه و نماز وحدت، «مالكیت مشروع» خویش را بر «سرمایه» دوقبضه كنند و همچنان به استثمار اسلامى كارگران ادامه دهند.
رفقاى كارگر!
حناى این شیادان زالوصفت دیگر رنگى ندارد. توفانى كه بر پا شده، با این حیلهها و دوز و كلكها فرو نخواهد نشست. آن زمان كه خشم فرو خوردهی تودهها در بازوى پُر توانشان متبلور شود، آن زمان دیگر هیج سلام و صلوات و نماز وحشتى به داد سرمایهداران و حامیان امپریالیست آنها نخواهد رسید.
هم اكنون مبارزات خلق قهرمان كرد، صیادان انزلى، زحمتكشان به پاخاستهی همدان و هر شعلهی انقلابى دیگرى كه در گوشه و كنار این مملكت زبانه مىكشد، نشان دهندهی این واقعیت است كه تودههاى زحمتكش ایران پیگیرانه و قاطعانه تا رسیدن به خواستههاى بر حق خویش میدان مبارزه را ترك نخواهند گفت. این شعلهها نشان دهندهی این واقعیت است، كه انقلاب ایران هنوز در نیمه راه است و تا زیر و رو ساختن نظام سرمایهدارى وابسته، این مادر بیكارى، گرانى و فقر و بى خانمانى، هم چنان توفنده و بى امان به بیش خواهد رفت. ما كارگران كه خوب مىدانیم تنها داروى این دردها و رنجها، سوسیالیسم است، پرچم سرخ انقلاب را تا رسیدن به جامعهی سوسیالیستى بر دوش خواهیم كشید.
انقلاب ایران، زمین را عمیقا شخم زده است. كسانى كه در این زمین باد مىكارند، به زودى توفان درو خواهند كرد!
توضیح: پیش از این در دفتر بیست و سوم «نگاه»، مارس 2009، درج شده بود.
* اگر عضو یکی از شبکههای زیر هستید، میتوانید این مطلب را به شبکهی مورد نظر خود ارسال کنید:
Delicious
Facebook
Twitter
دنباله
Google
Yahoo
بالاترین
كانون پژوهشى «نگاه»، www.negah1.com
![]()