كميته ی هماهنگی، پيش به سوی وحدت


عليرضا خباز

با نگاهي به تحولات جاري در جنبش كارگري، لازم ديدم، نيم نگاه تحليلي را در ارتباط با مسائلي كه اخيرا شاهد آن بوديم. مد نظر داشته باشم. واقعيت اين است كه گرايشات موجود در جنبش را نمی توان ناديده گرفت، اين گرايشات فارغ از چگونگي كم وكيف حضور آنها در جنبش كارگري، لايه هاي مختلف جنبش را نمايندگي می کنند.

آن چه كه در نگاه اول بايد به آن پرداخت، حضور و يا عدم حضور اين گرايشات وكيفيت ارتباط آنها با طبقه كارگر است، بايد ديد كارگران و از همه مهم تر كارگران پيشرو و فعالين كارگري در سراسر كشور تا چه اندازه اي از گرايشات موجود شناخت داشته و از آنان تاثير می گیرند. با نگاهي گذرا به اول ماه مه امسال و برگزاري مراسم اول ماه مه در سالن ها و فضاي بسته به راحتي مي توان عدم حضور تعداد كثيري از كارگران در اين مراسم را مشاهده كرد. در كنار آن حضور قابل توجه كارگران در مراسم خانه كارگر را می توان به عنوان كميت وكيفيت اين حضور به معرض سنجش گذاشت، اگر گرايشات موجود اين ارتباط ارگانيك را با كارگران داشتند، ما امسال مي توانستيم شاهد اول ماه متفاوتي با سال هاي قبل باشيم. حلقه مفقوده اين ارتباط كجاست و چرا اين گرايشات به دور از توده ي كارگران و به صورت انتزاعي عمل مي كنند.

در نگاه بعدي به نظر می رسد اين گرايشات به جاي ارتباط منسجم با يكديگر به تدريج از هم دور می شوند. در شرايطي كه جنبش كارگري نيازمند اتحاد هر چه بيشتر بوده اين اشقاق چه معنايي می تواند داشته باشد. اگر ملاك عمل منافع طبقه كارگر باشد، پس آيا تشتت و پراكندگي گرايشات مختلف را چگونه مي توان توجيح كرد. عملكرد گرايشات مختلف در داخل كشور، اين واقعيت تلخ و تجارب گذشته را تداعي می کند كه هنوز فرقه گرايي بر جنبش حاكم است و ما تأثير آن را حتي در عناصر منفرد اين جنبش نيز شاهديم. اين كه به هر شكل ممكن گرايش من پيش برود، اگر قرار باشد تشكلي ايجاد شود با مواضع و خط مشي گرايش من صورت بگيرد. اگر قرار است قطعنامه اي نوشته شود، مواضع من بايد در آن غالب باشد. جالب اين كه بعضي از اين گرايشات از جايي و انديشه اي خط می گیرند كه در جنبش كارگري حضور ندارند و اين عدم حضور باعث تحليل كاملا ذهني از واقعيت هاي موجود طبقه كارگر ايران می شود و حال در اين كشمكش ها تكليف توده هاي كارگر كاملا مشخص است. امروز كه حضور گرايشات در سطح جنبش كارگري، اين چنين از هم گسيخته است، بدا به حال بدنه جنبش كارگري، هر چند در تظاهرات كارگران در مراسم خانه كارگر، توده هاي كارگر با حضورشان و شعارهايي كه سر مي دادند، به طرز خيره كننده اي نشان دادند كه يك گام پيش تر از پيشروان عمل كرده اند.

با توجه وضعيت موجود و موانع پيش رو، كميته هماهنگي به عنوان يك تشكل بايد بتواند وظايفي را كه بر عهده دارد به خوبي ايفا كند.

كميته بايد در حركت رو به جلوي خود بتواند فرا گرايشي عمل كند. يعني بايد زمينه حضور گرايشات متفاوت موجود را بيش از پيش در اين كميته فراهم نمايد، اين مهم می تواند با تدوين يك آئين نامه شفاف زمينه شكل گيري يك جبهه متحده را حول مطالبات اساسي و ضروري طبقه كارگر فراهم سازد. كميته مي تواند با ارتباط تنگاتنگ با كارگران و در نتيجه مشاركت آنان در تصميم گيري هاي آينده سمت و سوي توده اي و علني روند حركت خويش را ترسيم و تثبيت كند، فعالين كميته با هر گرايشي بايد در يك شرايط علني و آزادانه در مجامع كارگري حضور داشته باشند بدون اين كه مورد تهديد و پي گرد قرار بگيرند. در ادامه حركت پيش رو با برپايي مجمع عمومي فراگير زمينه انتخابات و تدوين اساسنامه با يك برنامه كوتاه مدت و بلند مدت را فراهم سازد. ارتباط با تشكل هاي بين المللي حول مطالبات پيش روي طبقه كارگر امكان حمايت و پشتيباني فعالين كارگري و تشكل هاي كارگري را فراهم ميسازد. چشم انداز آينده مي تواند اين باشد كه كميته زمينه برگزاري تجمعات اعتراضي با حضور كارگران را به شكل علني فراهم سازد. اعضاي منتخب كميته بايد مسئولان كشوري را در به رسميت شناختن فعاليت علني كميته و هم چنين فعاليت كميته هاي ديگر، بر اساس مقاوله نامه هاي پذيرفته شده تحت فشار قرار دهد. با چنين عملكردي مي توانيم در سال هاي آينده شاهد برگزاري اول ماه مه به شكل آزاد، مستقل و علني باشيم.

كميته هماهنگي مي بايست گام هاي وحدت را از هم اكنون بردارد.

ارديبهشت ١٣٨٤- مه ٢٠٠٥