گزارشی از تظاهرات بر عليه رفرم هاى ارتجاعى
محمد شمس
روز شنبه سوم آوريل بيش از پانصد هزار كارگر در شهرهاى برلين، اشتوگارت و كلن آلمان در تظاهراتى كه برعليه رفرم هاى ارتجاعى برگزار شد شركت كردند. اين تظاهرات به دعوت اتحاديههاى آلمان بود. در همين روز آكسيونهاى مشابهى در برخى از شهرهاى اروپا صورت گرفت. چشم گيرترين آنها در رم بود كه صدها هزار نفر در آن شركت كردند.
در آلمان؛ در شهر برلين دویست و پنجاه هزار نفر، در اشتوتگارت صد و پنجاه هزار نفر و در شهر كلن پيش از صد هزار نفر در تظاهرات شركت داشتند. تظاهر كنندگان مسيرهاى طولانىاى را پيمودند و تقربيا تمام روز مراكز شهرهاى نام برده را تحت تاثير خود قرار دادند.در پايان تظاهرات در مقابل دروازه براندنبورگ در شهر برلين رئيس كنفدراسيون اتحاديههاى آلمان DGB ميشائل زومير Michael Sommer خطاب به حزب سوسيال دمكرات SD گفت براساس طرح Agenda 0102 هيچ گونه حركت شانه به شانهاى و جود نخواهد داشت و افزود كه اين تظاهرات «علامتى براى حاكمان» است كه به اين «سياست ضد اجتماعى» بايستى خاتمه دهند.
طرح Agenda 0102، كه مدتى است از جانب حزب حاكم سوسيال دموكرات پيشنهاد شده قرار است، از جمله، تامين اجتماعى، بيمهاى بيكارى و بازنشستگى را باز هم كاهش داده، سن بازنشستگى را بالا ببرد و ساعات كار رسمى هفتگى را تا پنج ساعت در هفته افزايش دهند.
در شهر اشتوتگارت رئيس اتحايه وردى Verdi (اتحاديه مطبوعات و چاپ و غيره) فرانك بسيرسكه Frank Bsirske، گرهاد شرودر صدراعظم آلمان را متهم به اعمال سياستى برعليه منافع انتخاب كنندگان سنتى خود كرد.
در كلن، رئيس اتحاديه هاى فلز كاران IG Metall يوركن پترز Juergen Peters گفت: «ما ديگر جانمان از اين رفرم هاى ضد اجتماعى به لب رسيده است».
از سوى ديگر فرانتس مونته فرنيگ،Franz Muentefering رهبر حزب سوسيال دمكرات در برنامه دوم تلويزيون آلمان ZDF اتحاديهها را متهم به عدم دورنگرى كرد. او ضمن اشاره به اين كه رفاه اجتماعى ديگر مجانى وجود نخواهد داشت، از اتحاديهها خواست كه پيشنهادات خودشان را براى تامين سيستم اجتماعى اعلام دارند.
كلاس اوور بينتز،Klaus Uwe Benneter دبير كل حزب سوسيال دمكرات گفت: اتحاديهها بايستى بدانند كه مخالفين واقعى آنان كجا ايستادهاند. وى گفت: تحت يك حكومت CDU/CSU (حكومت ائتلافى احزاب موسوم به راست) دولت رفاه اجتماعى نه نتها اصلاح نشده، بلكه از بيخ و بن ريشه كن خواهد شد.
در اين ميان، مسئله چشم گير اين بود كه رهبران اتحاديهها ضمن دفاع از موضع خود اين تصور را نمى خواستند به وجود آورند كه يك طرفه برضد حكومت فدرال يا حزب سوسيال دموكرات موضع گيرى مىکنند.
در ميان تظاهر كنندگان، كسانى بودند كه مىگفتند: «شرودر بايستى برود» و در جواب از ديگران می شنیدند كه «مركل و مرتس Merkel, Merz!؟ خيلى ممنون نه خير.» و مى گفتند: اگر اينان به سركار بيايند، چهل و دو ساعت كار در هفته و در آمد كمتر را با خود خواهد آورد.
شركت نيم ميليون نفر در اين تظاهرات نشان دهنده ظرفيتهاى يك حركت اجتماعى رشد يابندهاى است كه در سطح اروپا مىتواند دوره جديدى از مبارزه كارگران عليه حملات بیست ساله سرمايهدارى را نويد دهد.
اين حركت اعتراضى كارگران عليه رفرمهاى ضداجتماعى، در چند دهه گذشته بى سابقه بود و نشان داد كه اگر رهبران اتحاديهها بخواهند نارضايتىهاى پراكنده كارگران مىتواند به همبستگى جدى و موثر تبديل شود.
چندين دهه است كه اتحاديههاى آلمان در مركز قدرت سرمايهدارى اروپا ايزوله مانده ، خودشان را از صنحه مبارزات كارگران كنار كشيده، به فعاليتهاى نمايشى و حاشيهاى بىضرر پرداختهو با سرمايهداران و دولتهايشان مماشات كردهاند. سال پيش اتحايههاى آلمان از طرف اعضايشان شديدا تحت فشار قرار گرفتند بطورى كه سال 2003 بعنوان سياهترين سال حيات اتحاديههاى آلمان شناخته شد. اكنون به دليل همين فشارها، و بمنظور از دست ندادن كنترل جنبش كارگرى، نوعى از مخالفت با تضييقات باز هم بيشتر به كارگران را بيان مىكنند.
اين حركت گسترده اعتراضى كارگران، نه فقط خود رهبران اتحاديهها را شگفت زده كرد، بلكه تمام سياست گذاران و سياست مداران حزب حاكم و احزاب رقيب را به تكاپو انداخته و مراكز اقتصادى سرمايهدارى را نگران كرده است. مهم تر اين كه بار ديگر به خود كارگران يادآورى نمود كه اگر به اين پراكندگى و جدائىها كه برايشان ترايشدهاند خاتمه دهند و وارد يك حركت تعرضى شوند مىتوانند مانع بازستانى تمام آن دست آوردهائى كه در نبردهاى سخت و طى ساليان دراز كسب كردهاند شوند.
سوم آوريل 2004 آغاز يك حركت نوين در جنبش مطالباتى - طبقاتى كارگرى اروپا را مىتواند بشارت دهد. اما لازمه پيشرفت و توفيق اين جنبش مطالباتى امروزى در برنامه يك تشكل كارگرى نوين ضدسرمايهدارى كه از امروز بايد پايههايش ريخته شود.
اتحاديههاى كارگرى چندين دهه است كه نشان دادهاند فاقد افق، برنامه و ساختار لازم براى تقابل جدى با حملات سرمايهداران هستند. رهبران حزب سوسيال دموكرات، دولت حاكم و احزاب اپوزيسيون راست از رهبران اتحاديهها مىخواهند كه در صورت عدم پذيرش طرح رياضت كشى و تشديد استثمار آنان بديلى را ارئه دهند. آنها با اعتماد به نفس رهبران اتحاديهها را به مقابله مىطلبند، چرا كه مىدانند در چهارچوب حفظ نظام سرمايهدارى و منافع سرمايهداران بديل ديگرى وجود ندارد، و اين اتحاديهها و رهبران آنها از پيش، ماندگارى سرمايهدارى را پذيرفتهاند و لام تا كام كلمهاى عليه كل و اساس اين نظام و ضرورت برچيدن بردگى مزدى را نگفته و نمىگويند. امروز مىشود و بايد ساعات كار هفتگى را كم كرد، تامين اجتماعى را بالا برد و جامعه را به نفع كارگران و اكثريت مردم چرخاند. اما اين كار از دست آن جنبش و تشكلى برمىآيد كه بدوا خشم اش از نكبت نظام سرمايهدارى و كارمزدى را اعلام كند، اشتها و خواست اداره جامعهاى آزاد و مرفه بر ويرانههاى اين نظام ضد بشرى را نشان دهد و براى اين كار آستين ها را بالا زند صفوفش را گسترده و محكم كند.
اين كه آيا برخى از رهبران اتحاديههاى موجود توان برش از شكل كار اتحاديهاى، و اسير چهارچوب سرمايهدارى، را خواهند داشت و خواهند توانست به ضرورتها و نيازهاى نوين جنبش كارگرى پاسخ گويند، امرى مطلقا ثانوى است. مهم اين است كه در دورههاى حساس و تعيين كننده تاريخى كارگران مىتوانند در مبارزاتشان فرصت طلبان را از خود دور كرده، هدايت كنندگان شايسته خود را خلق كنند و در پيشاپيش صفوف مبارزاتى خود قرار دهند. امروز در اروپا و كل جهان چنين دوره حساس و تعيين كنندهاى شروع شده است.
سیزدهم آوريل 2004
منبع: «عليه كار مزدى»، گرد آورند و ویراستار: محسن حكيمى، تهران 1383،
كانون پژوهشى «نگاه»، www.negah1.com