جهان در سالی که گذشت، با نگاهی ويژه به وضعيت زنان
پروين اشرفی
سال 2004 در شرايطي به پايان رسيد که نه تنها بهبودي در زندگي و معيشت اکثريت مردم
دنيا به وجود نيامد، بلکه داراها داراتر و نادارها نادارتر شدند. زندگي مردم دنيا
در سال 2004 نمودار آشکاري بود از نابرابري هاي اجتماعي و اقتصادي. نابرابري هايي
که خود بيانگر تشديد فاصله طبقاتي بين اقليت ناچيزي که دستاوردهاي مردم زحمت کش را
به خوان يغما بردند و اکثريتي که براي لقمه ناني سخت و طاقت فرسا کار کردند، ولي
هنوز هم از همه چيز در سالي که گذشت محروم بودند. سيستم سرمايه داري جهان در خدمت
به بازتوليد اين نابرابري ها، نظم خود را هم چنان بر جهان اعمال کرد و در اين راه
از هيچ کاري فرو نگذاشت. به جنگ هايي که آفريده بودند، دامن زدند و موجبات کشتار
بيش از پيش مردم جهان را فراهم ساختند. کوشيدند هر صداي اعتراض به اين نابساماني ها
را در نطفه خفه سازند تا شايد به حيات خود چند صباحي ديگر ادامه بدهند. در اين
ميان دنيا شاهد عکس العمل مردم زحمت کش در اشکال اعتراضات مقطعي، اعتصابات،
تظاهرات و غيره بوده است. عکس العمل هايي که از سوي کارگزاران سيستم سرمايه داري به
هيچ گرفته شد. در اين ميان نيمي از جهان بشريت، يعني زنان، هم چنان به عنوان
شهروندان درجه دوم از حقوق و مزاياي بيشماري محروم بوده و هر آن چه که در يک سال
اخير اتفاق افتاد، تاثير مستقيم خود را بر زندگي آنها داشته است. راستش در تلاش بر
مروري بر جهان در سالي که گذشت، به قول دوستي نمی دانستم به کجاي اين شب تيره
بياويزم. از آمارها کمک بسياري گرفتم تا گوشه هايي از رنج مردم دنيا و بخصوص زنان و
کودکان را آشکارتر بنمايانم. اين آمارها شايد عمدتا به ايران مربوط باشد، ولي در
مجموع نشان از شرايط زيست زنان دارد.
به اولين چيزي که در اين رابطه برخوردم، تشديد خشونت عليه زنان بود. در سال گذشته
خشونت نه به عنوان يک حادثه، بلکه به عنوان يک معضل اجتماعي هم چنان زندگي نيمي از
بشريت را تهديد کرد.
در ايران، زندگي سی و دو ميليون زن از جمعيت هفتاد ميليوني، علاوه بر اين که از
خشونت خانوادگي، در عرصه به اصطلاح خصوصي خود، تاثير گرفت، خشونت دولتي، آپارتايد
جنسي جمهوري اسلامي نيز، با هزار و يک قانون عقب افتاده آلوده به مذهب و خرافات،
زنان را هم چنان در موقعيت فرودست نگه داشت. تعداد تجاوزات جنسي به زنان رو به
افزايش نهاد. استان قم با ميانگين رخداد بيش از صد و هفتاد و چهار مورد جرايم جنسي
در هر صد هزار نفر جمعيت اين استان، بالاترين ميانگين جرايم جنسي را به خود اختصاص
داد. سال گذشته قم شاهد وقوع بيش از يک هزار و
پانصد و پنجاه و شش مورد جرم جنسي بود.
در سال 2004، تعداد مرگ و مير دختران هم چنان رو به تزايد داشت. بيش از هفتاد هزار
دختر در سن بیست سالگي مردند و يک ميليون نوزاد متولد شده از مادران کم سن در
هنگام زايمان، جانشان را از دست دادند. بر اساس گزارشي که سازمان نجات کودک منتشر
کرده است، مادران ده تا چهارده ساله بنگلادشي، در مقايسه با مادراني که يک دهه از
آنها بزرگ تر هستند، بيش از پنج برابر با خطر مرگ در سال گذشته مواجه بودند.
در سال گذشته، روزانه بيش از يک هزار و ششصد زن به دليل مشکلات ناشي از حاملگي و
زايمان مردند که نود و نه درصد آن در کشورهاي به اصطلاح در حال توسعه رخ داد.
حدود هفتاد هزار زن در اثر سقط جنين غير بهداشتي و ناسالم جان خود را از دست دادند
که بيش از نيمي از آنها، يعني پنجاه و پنج درصد، زنان آسيايي بودند.
مرگ و مير نوزادان ايراني بیست درصد بوده است، در حالي که اين آمار در کشورهاي ديگر
کمتر از چهار درصد است.
شيوع کم خوني در زنان پانزده تا سی و نه ساله در دنيا، تقريبا دو برابر مردان بوده
است. دختراني که زندگي خود را با تغذيه ناکافي در دوران کودکي و همراه با بيماري
شروع کردند، وقتي به دوره نوجواني پا می گذارند، از يک طرف به علت سوء تغذيه، با
کاهش قدرت يادگيري، افت تحصيلي، افزايش ابتلا به بيماريها و کاهش توانمندي ذهني و
جسمي مواجه بودند و از سوي ديگر به هنگام بارداري، نتوانستند دوران بارداري و
شيردهي خوبي داشته باشند، زيرا در دوران بارداري و شيردهي ذخاير بدني مادر مصرف می
شود و سوء تغذيه وي شدت می يابد.
در ايران شصت درصد زنان به کم خوني مبتلا بودند.
رشد بيماري هاي افسردگي و رواني بخصوص در زنان، در سال گذشته نگران کننده بود. شيوع
اختلالات رواني در سرتاسر دنيا بیست درصد بود که ميزان آن در زنان دو برابر مردان
بود.
تنها در ايران، ضريب اشغال تخت بيمارستان هاي عمومي زير هفتاد درصد بود در حالي که
ضريب اشغال بيمارستان هاي رواني صد در صد بود. .فشارهاي اقتصادي اجتماعي روزافزون
و عدم کمک حکومت ها براي برون رفت از آن، منجر به بالا رفتن تعداد خودکشي ها در سال
گذشته شد. يک ميليون نفر در جهان به علت خودکشي جان باختند. هر ثانيه يک نفر در
جهان دست به خودکشي زد و در هر ثانيه يک نفر به همين علت از دنيا رخت بر بست.
ناگفته نماند که طي سي سال گذشته رقم خودکشي ها در جهان سیصد درصد افزايش يافته و
سال گذشته در بيشتر کشورها سومين عامل مرگ و مير جوانان و نوجوانان پانزده تا بیست
و چهار ساله و به طور کلي هشتمين عامل مرگ و مير دنيا، خودکشي شناخته شده است.
ايران پنجاه و هشت درصد اين خودکشي ها را به خود اختصاص داده است. 5/42 درصد به
صورت حلق آويز کردن، سی درصد به صورت خودسوزي و 5/13 درصد از طريق قرص و سموم بوده
است. گفته شده است که هفتاد درصد افراد افسرده به خودکشي فکر کرده اند و بیست و
پنج درصد آنان دست به اين کار زده اند. بالاترين ميزان خودکشي در ايران در شهر
ايلام با هفتاد مورد موفق بوده است. آمار در سال گذشته نشان داده است که ميزان
بروز خودکشي در ايران 2/6 در هر صد هزار جمعيت بوده است. لازم به تذکر است که
تعداد خودکشي زنان چهار برابر مردان و بيشتر به صورت خودسوزي بوده است.
بيماري ايدز هم چنان در سال گذشته جان هاي مردم را گرفت. تعداد افراد مبتلا به
ايدز در جهان، به رقم خطرناک سی و نه ميليون و چهارصد هزار نفر رسيد. اين رقم در
سال 2002، سی و شش ميليون و
ششصد هزار نفر بود.
یازده میلیون و هشتصد هزار جوان یازده تا بیست و پنج ساله در دنیا آلوده به
ویروس ای اچ وی یا مبتلا به ایدز بودند که از این میان 3/7 میلیون زن جوان و 5/4
میلیون مرد جوان بودند. شيوع بيماري ايدز براي زنان چند برابر مردان بود، زيرا از
آن جا که وظيفه پرستاري از بيماران عمدتا با آنان است، بخش قابل توجهي از کار
آنان، چه در خانه و چه در خارج از خانه، متوجه نگه داري از بيماران بود. از اين
گذشته، از آن جا که در بخش اعظم قاره آفريقا، زنان مسئوليت کشاورزي براي تامين
غذاي خانوارهاي روستايي را برعهده داشتند، ابتلاي آنان به ايدز و يا صرف وقت براي
پرستاري از بيماران، باعث کاهش توليد کشاورزي و افزايش فقر و گرسنگي شد.
پيش بيني می شود که در سال 2005 ، دو ميليون، و در سال 2015، چهار ميليون کارگر در
سراسر جهان در نتيجه اچ آی وی
/ ايدز قادر به کار نخواهند بود و اين در حالي است
که اين رقم در سال 1995 برابر ذانصد هزار تن بود.
در کنار اين مرگ و ميرها، ما در سال گذشته مرگ ناشي از سوانح کاري را نيز شاهد بوده
ايم. نود و پنج درصد سوانح کاري و حوادث ناشي از كار، مربوط به مکان هاي کاري اي
بود كه فاقد حفاظت هاي فني و بهداشت كار بودند.
مرگ پنج كارگر جوان دوازده تا بیست و هفت ساله بر اثر ابتلا به بيماري سيليكوز به
علت فعاليت در يك كارگاه سنگ بري در ملاير كه بهداشت محيط در آن رعايت نشده
بود، مرگ شش کارگر در بندر عسلويه در نزديکي بندر عباس در اثر سقوط يک ورقه آهن بر
روي تانکر گاز در شرکت "آريا ساسول" و زخمي شدن بیست کارگر ديگر در اين حادثه،
کشته شدن بیست و سه کارگر معدن قزاقستان و بسياري از مرگ و ميرهاي ديگر که خبرشان
کمتر درز می کند، همه و همه ناشي از رويكرد كارفرمايان به سوي سود بيشتر و هزينه
كمتر، و در مقابل تلاش آنها در کاهش هزينه تامين خدمات ايمني در محيط هاي كارگري،
در سال گذشته بوده است.
در سال گذشته طبيعت نيز به کمک نظام سودپرست سرمايه داري آمد. ما شاهد تلفات و کشته
شدن جمعي مردم بسياري، بر اثر زلزله در برخي از نقاط دنيا، از جمله بم، ترکيه و
اخيرا در پايان سال 2004 در بستر اقيانوس هند بوده ايم که اين آخري بيش از صد و
پنجاه هزار نفر در کشورهاي حاشيه اقيانوس هند، از جمله سريلانکا، اندونزي،
تايلند، هند، مالزي، بنگلادش، برمه را، به کام دريا کشيد.
اين اتفاقات در شرايطي مي افتد که حکومت گران ميليون ها دلار را صرف تسليحات و
نظامي گري می کنند، در حالي که با صرف مقداري هزينه می شود براي مردم مسكن هاي امن
فراهم ساخت. علاوه بر اين عدم توجه دولت ها به مرگ ناشي از به اصطلاح حوادث طبيعي
کار را به آن جا کشانده است که بودجه اي نيز براي بررسي و پيش بيني اين حوادث
ملحوظ ندارند و يا اگر حتي در جايي هم گزارشي از خطر وقوع چنين حوادثي داده شد، آن
را در اختيار مردم نگذارند.
در تداوم تامين اين گونه سودها، سال 2004، سال افزودن سودهاي کلان تاجران سکس بود.
سن روسپي گري باز هم کاهش يافت. آوارگي دختران، که بيشتر آنها از خانواده هاي فقير
و کم درآمد بودند، افزايش يافت. نرخ فرار دختران حدود پنجاه درصد در ايران افزايش
يافت. و نرخ قاچاق زنان و کودکان و تبديل آنها به بردگان سکس، در سرتاسر دنيا، شرم
ديگري بود بر تارک جهان سرمايه داري. بیست و هفت ميليون تن در جهان مورد سوء
استفاده جنسي قرار گرفتند. تنها در تهران هر شب چهار هزار هزار دختر نوجوان در
خيابان ها شب را به صبح رساندند و بسياري از آنها مورد خشونت و آزار جنسي، حتي از
سوي ماموران رژيم جمهوري اسلامي، قرار گرفتند. صدور دختران نوجوان به کشورهاي
حاشيه خليج که سر نخ آن در دست خود مقامات جمهوري اسلامي بود، در سال گذشته لکه ننگ
ديگري بر دامان آقازاده هاي وزرا و وکلاي مجلس نشين بود.
يکي ديگر از مشخصات سال 2004 ، بالا گرفتن تعداد قتل هاي ناموسي بوده است. اين قتل
ها در سرتاسر دنيا جان دختران و زنان را گرفت. دامنه آن حتي به کشورهاي اروپايي هم
رسيد. شايد بتوان به عنوان آخرين نمونه در اروپا، از سنگسار غفرانه هداوي، زن بیست
و سه ساله فرانسوي تونسي در ماه اکتبر 2004 نام برد که زندگي اش را به طرز وحشيانه
اي از وي گرفتند. غفرانه را در حالي که در جايي در نزديكي خانه اش تا کمر در خاک
فرو کرده بودند، با پرتاب سنگ به جمجمه اش توسط دو مرد جوان، به جرم زنا سنگسار
کردند. اين عمل در مارسي فرانسه، منجر به يک تظاهرات دو هزار نفره که از سوي گروه
تونسي زنان که خود را "نه فاحشه و نه فرودست" می نامند، شد که خشونت عليه
زنان، بخصوص در مناطق مهاجر مسلمان نشين، را محکوم کردند. متاسفانه رسانه هاي رسمي و دستگاههاي مهندسي افکار عمومي، اين واقعه دلخراش را ناشي
از برخورد تمدن ها خوانده و اين فجايع را به پاي فرهنگ مردم عادي نوشتند تا به موج
راسيستي عليه مردم غير اروپايي دامن بزنند.
تبعيض عليه زنان در سال گذشته، به مثابه فرهنگ رايج در بسياري از کشورها، به مسدود
ساختن راه پيشرفت و آزادي و برابري زنان خدمت کرد. هنوز در بسياري از کشورها، کشتن
نوزاد دختر، مراقبت هاي بهداشتي ناکافي، آزار جسمي، رابطه جنسي اجباري و زايمان
هاي زودرس و ختنه دختران، جان بسياري از آنها را می گیرد.
تبعيض عليه دختران بويژه در سطوح آموزشي در برخي از کشورها هم چنان مشاهده شد. شصت
درصد صد و ده ميليون کودک شش تا یازده ساله محروم از تحصيل در جهان، دختر بودند.
درصد اختلاف بيسوادي بين زنان و مردان تشديد يافت. در بیست و دو کشور آفريقايي و نه
کشور آسيايي، ثبت نام دختران در مدارس، هشتاد درصد کمتر از پسران بوده است. اين
فاصله در جنوب آسيا به مراتب بسيار وسيع تر بود.
سال گذشته سال ازدياد ازدواج هاي اجباري و زودرس براي دختران بود. بيش از سیزده
ميليون دختر جوان باردار شدند و نه تولد از ده تولد، در کشورهاي به اصطلاح در حال
توسعه رخ داد. در آفريقا و آسياي جنوبي، خانواده ها دخترانشان را در سنين نوجواني و
با فشار به ازدواج مردي که بسيار از وي بزرگتر بود در آوردند. هفتاد و چهار در صد
دختران پانزده تا نوزده ساله در کنگو، هفتاد درصد در نيجریه، پنجاه و چهار درصد در
افغانستان و پنجاه و یک درصد در بنگلادش ازدواج زودرس داشتند.
سالي که بر مردم ايران و بخصوص بر زنان ايران گذشت، سالي بود به همراه اعدام ها.
تنها صد و هشت اعدام در نه ماه اول سال در ايران اتفاق افتاد که از آن ميان تعدادي
را دختران نوجوان کمتر از هجده سال تشکيل ميداد. عاطفه رجبي شانزده ساله، يكي از
نمونه ها بود. بسياري نيز هم چنان گمنام جانشان گرفته شد.
علاوه بر آن تعداد بسياري از زنان و دختران نوجوان در انتظار اعدام و سنگسار بسر می
برند. افسانه نوروزي، ليلا مافي، شهلا جاهد، کبري رحمانپور و ژيلا و مازيار ايزدي
تنها نام هايي هستند که خبر خطر اعدام و سنگسارشان پخش شده است.
فقر و بيکاري و بي خانماني در سال 2004 هم چنان رشد صعودي داشته و نقش مخرب خود
را هم چنان بر زندگي زنان داشته است. حدود يک ميليارد و چهارصد ميليون کارگر فقير
در جهان با درآمدي کمتر از دو دلار در روز، با فقر دست و پنجه نرم کردند. 85 درصد
مردم دنيا با مشکل مسکن روبرو بودند. زنان در حالي که هفتاد در صد جمعيت دنيا را
تشکيل ميدادند، و دو سوم کل ساعات کار دنيا را به دوش می کشیدند، تنها يک دهم حقوق
و درآمد و يک دهم اموال و دارايي هاي دنيا متعلق به آنها بود.
در ايران بيش از دوازده ميليون نفر در فقر مطلق زندگي کردند و کساني که از نظر
گرسنگي در رنج بودند، بيش از يک ميليون نفر تخمين شده اند. نسبت به اشتغال زنان
نيز در سال گذشته که ارقام بسيار پاييني بود، انعکاسي از سهم بسيار پايين زنان در
فعاليت هاي اقتصادي و اجتماعي آنها بود. در ايران آخرين آمار رسمي در سال گذشته
حاکي کاهش 42/6 در صدي نرخ اشتغال زنان بود.
ادامه جنگ هاي خانمان برانداز در سال گذشته بر فقر و بيکاري مردم افزوده و بخصوص
تاثيرات وحشتناکي بر زندگي زنان و کودکان به عنوان اولين قربانيان جنگ، داشته است.
زندگي زنان در افغانستان هم چنان در چنبره افکار قرون وسطايي اسلامي قرار داشته و
تمام طبل هاي تو خالي دموکراسي طلبي آمريکا را نقش بر آب کرد. در عراق آنچه که
سربازان آمريکايي بر زنان عراقي در سال گذشته آوردند، و فقط بخش کوچکي از آن به
بيرون از عراق انعکاس يافت، فقط نمونه کوچکي از تجاوز به حقوق انسان ها بوده است.
دوستان عزيز، در اين دنياي وانفسا، کودکان و بخصوص کودکان کار نيز در سال گذشته در
رنج بودند. از هر شش کودک در جهان، يک نفر مجبور به کار بودند. 246 ميليون کودک
کار، در اموري چون تعارضات مسلحانه، قاچاق مواد مخدر و کار در منازل اشتغال داشتند
و در اين راه مورد شديد ترين آزار و سوء استفاده جنسي قرار گرفته اند. اين در حالي
بود که از اين تعداد، صد و یازده ميليون کودک، بين پنج تا چهارده سال سن داشتند و
نيمي از آنها نيز به مدرسه نرفته بودند.
در ايران بيش از ششصد هزار کودک کمتر از پانزده سال رسما کار
می کردند. از ميان آنها
سیصد و هشتاد هزار کودک ده تا چهارده ساله در سراسر ايران کار ثابت داشتند و حدود
سیصد و شصت هزار کودک در همين سن به عنوان کارگر فصلي مشغول بودند. بيش از پنجاه
درصد کودکان کار در ايران از اتباع غير ايراني و بخصوص افغاني بود. کار اين
کودکان هم چنان ناشي از افزايش فقر، اعتياد و بيکاري، فقدان مسکن مناسب، و نبود
حداقل رفاه، پوشاک و خوراک در ميان خانواده ها بود.
علاوه بر آسيب ها و صدمات فراوان رواني و جسمي كه از ناحيه فعاليت هاي حرفه اي و
بويژه اشكال دشوار كار به كودكان كارگر وارد شد، آنان به دليل ممنوع بودن اشتغال،
به موجب قوانين و مقررات موجود، از شمول مفاد قوانين كار و تامين اجتماعي خارج
بودند. از سوي ديگر، اين کودکان به دليل عدم ثبت و درج سوابق كار، از مزاياي
خدمات و امكانات بيمه اي و درماني سازمان تامين اجتماعي نيز بي نصيب بوده و طي
ساعات طولاني كار روزانه، همواره در معرض حوادث و آسيب هاي ناشي از كار بوده و در
شرايطي سخت و دشوار گذران زندگي نمودند؛ ضمن آن كه روشن است كه اين كودكان
همواره در معرض تهديد اخراج بوده و ناگزير به يافتن شغلي ديگر بودند و اين چرخه
باطل براي آنان به اين صورت بي وقفه در سال گذشته ادامه داشت.
ششصد و چهل ميليون کودک در سراسر جهان بي سرپناه بودند. چهارصد ميليون نفر به آب
آشاميدني سالم دسترسي نداشتند و نود ميليون کودک زير پنج سال از سوء تغذيه رنج
بردند. بيش از يک ميليارد کودک در سراسر جهان دچار محروميت بيش از اندازه هستند.
کودک آزاري در ايران در سال گذشته هم چنان جان بسياري از کودکان را گرفت. بيشترين
قربانيان دختران بوده اند و بيشترين درصد کودک آزاري را پدران داشته اند. آمار سال
گذشته حاکي از اين بود که 5/37 در صد قربانيان از سوي پدر مورد آزار بودند، 8/18
درصد از سوي مادر، 8/13 درصد پدر و مادر، 3/6 درصد مدير و معلم مدرسه، 7/3 درصد
نامادري و ناپدري 5/2 درصد نيز از سوي موسسات نگه داري کودکان مورد آزار قرار
گرفتند. ناگفته نماند که 6/70 درصد اين کودک آزاري ها با کمربند و کابل و سوزاندن
قسمت هايي از بدن کودکان صورت گرفته است. اخراج کودک از خانه با نرخ پنج درصد و
حبس آنها در خانه با نرخ 4/4 درصد، در رديف بعدي آزارهاي جسمي و روحي کودکان در
سال گذشته قرار داشت. قتل هفده کودک در شهرستان پاکدشت نمونه اي از فجايعي است که
بر سر کودکان آمده بود.
سال 2004، سال فشار بر رسانه هاي متعهد بود که درصدد برآمدند شرايط زندگي مردم يک
گوشه جهان و ظلم هايي که بر آنها می رود را به گوش مردم گوشه ديگر دنيا برسانند.
اين فشار حتي در برخي از کشورها به بدترين وجه صورت گرفت. مثلا بمباران عمدي مقر
خبرنگاران در عراق توسط آمريکا. به همين دليل، سال پيش بي سابقه ترين آمار کشته
شدن خبرنگاران، يعني تعداد صد و بیست خبرنگار را، با خود همراه داشت. از اين ميان
می توان از فيليپين، به تعداد دوازده خبرنگار و عراق به تعداد سی و سه خبرنگار، به
عنوان خطرناکترين نقاط جهان براي خبرنگاران نام برد.
در ايران، سال نقض آزادي بيان و قلم و فشار بر وب لاگ ها، سايت ها و سرکوب مطبوعاتي
که اخبار فجايع رژيم را درج کردند، به بهانه نقض قانون مطبوعات، با توقيف، زندان و
شکنجه همراه بود. هنوز قتل زهرا کاظمي به فراموشي سپرده نشده بود که سیصد و چهل و
پنج مورد به اصطلاح نقض قانون مطبوعات رخ داد تا هفتاد و چهار مورد محاکمه روزنامه
نگاران، ده مورد ضرب و شتم آنها توسط ماموران انتظامي، صد و ده مورد به اصطلاح
تفهيم اتهام به روزنامه نگاران، شش مورد محروميت از حق فعاليت مطبوعات، چندين مورد
زنداني، صدها سايت فيلترگذاري شده و سی و دو مورد روزنامه نگاراني که در حين
بازجويي بازداشت شدند و يک ميليارد و
چهارضد و سی و سه ميليون تومان وثيقه براي آزادي روزنامه
نگاران رخ داد.
رژيم جمهوري اسلامي در سال گذشته به دنبال موج اعدام ها و شکنجه ها و بازداشت هاي
مردم معترض به سياست هاي خود، علاوه بر اعتراضات دنياي آزادي خواه به اين اعمال، از
سوي سازمان ملل نيز با يک قطعنامه مورد انتقاد قرار گرفت. وضعيت حقوق انسان ها در
ايران آنچنان وخيم بود که صداي دول سرمايه داري ديگر را هم در آورد. دولت کانادا
که خود در مورد قتل زهرا کاظمي پيگيري لازم را نشان نداده بود، و در ديپورت
پناهندگان و خواندن ايران به عنوان يک کشور امن، دست بالايي دارد، از جمله کشورهايي
بود که اين قطعنامه را به سازمان ملل پيشنهاد نمود.
سال گذشته دنيا مملو بود از اعتراضات، اعتصاب هاي کارگري و جنبش هاي ضد جنگ و جنبش
اجتماعي. زنان به مثابه قشر وسيعي در اين حرکت ها نقش هاي بالايي را ايفا کردند.
در ايران، اعتصاب بيش از چهل نفر از کارگران کارخانه "الياف" در جاده شهريار، تحصن
کارگران کارخانجات ريسندگي و بافندگي "سمين نو" اصفهان، در مقابل هتل هماي تهران،
اعتراض کارگران شرکت صنايع پلاستيک سازي قم به عدم دريافت حقوق معوقه چهار ماهه
خود، تحصن کارگران بازخريد شده شرکت تهيه و توزيع کالا وابسته به وزارت بازرگاني
در مقابل سازمان تامين اجتماعي، تحصن جمعي از کارگران کارخانه "بهمن پلاستيک" در
مقابل ساختمان وزارت کار و امور اجتماعي، اعتراض کارگران زن کارخانه "شانه چيان"
به تعطيلي اجباري کارخانه، و اعتراض کارگران کارخانه "قند ياسوج" به تعطيلي کارخانه
و قرار گرفتن در مضيقه معيشتي ــ زيرا نان مصرفي خانواده خود را به صورت نسيه از
نانوايي مستقر در کارخانه تهيه می کردند ــ، توقف خط توليد از سوي کارگران رينگ
سازي مشهد براي دومين بار در سالي که گذشت، اعتراض مجتمع ذوب مس خاتون آباد و
کشتار رژيم از اين کارگران و برنامه اول ماه می سنندج که با دستگيري هفت تن از
فعالان جنبش کارگري روبرو شد، خود از سويي نمودهايي از جنبش اعتراضي کارگري بود، و
از سوي ديگر سبعيت رژيم را در مقابل حرکت هاي کارگري يکبار ديگر به نمايش گذاشت.
جنبش دانشجويي در ايران نيز که در شانزده آذر امسال با شعارهايي خود را در کنار
جنبش کارگري اعلام کرد، در سال گذشته از دم تيغ رژيم گذشت. بسياري از فعالين اين
جنبش هنوز در زندان هاي رژيم به سر می برند.
دوستان عزيز، سال گذشته جرج بوش، عليرغم تمام اعتراضات و تظاهرات ضد جنگ، دوباره به
عنوان رئيس جمهوري ايالات متحده انتخاب شد. در کنار نارضايتي مردم دنيا از انتخاب
وي، بايد از مايکل مور نويسنده معترض و منتقد آمريکا نام ببريم که با کتاب ها و
فيلم هاي انتقادي خود چهره پنتاگون را رسوا ساخت.
جنبش فلسطين در سال گذشته دو تن از چهره هاي نامي خود را از دست داد. مرگ ادوارد
سعيد و عرفات در سال گذشته تاثير خود را بر جنبش فلسطين گذاشت. مرگ ياسر عرفات،
مردي که بيش از چهل سال رهبري مردم فلسطين را به عهده داشت، ممكن است تحولاتي را در
منطقه موجب شود.
در سال گذشته آمريکا، جمهوري اسلامي ديگري را در افغانستان به مردم اين سرزمين
تحميل کرد. حکومت دست نشانده کرزاي، نمونه بارز اين تحميل به مردم به جان آمده
افغانستان بود. آمريکا خيال دارد همين بلا را بر سر مردم عراق بياورد.
سال 2004، هم چنان سال آوارگي و مهاجرت مردم سرتاسر دنيا بود. از هر سی و پنج نفر
مردم جهان، يک نفر به دلايل متفاوت، زندگي و کاشانه خود را ترک کرده و به مهاجرت
مبادرت ورزيد. جنگ هاي چند ساله اخير، بر تعداد آوارگان، پناهندگان و مهاجراني که
از کشورهاي جنگ زده آمده و در شرايط اسفناکي به سر می برند را بالا برده است.
ميليون ها مردم افغان در چادرها و اردوگاه هايي ناامن و پرخطر زندگي کردند و گرسنگي
و سرما جان بسياري از آنها را گرفت. اردوگاه هاي پناهندگان چادرنشين سازمان ملل که در محلات فقيرنشين کابل برپا شده
بود، چيزي جز نمايش بزرگي از يک فاجعه عظيم انساني نبود. در هر چادر پنج تا دوازده
نفر در کنار هم جاي داده شده اند.
سيل عظيم پناهندگي و مهاجرت در سال گذشته در سرتاسر دنيا همراه بود با ديپورت هاي
گسترده از سوي کشورهايي که ظاهرا خود را ملزم به اجراي مفاد کنوانسيون ژنو به حساب
می آورند. پناهندگان بسياري در سال گذشته، دست به تحصن و اعتراض به سياست هاي غير
انساني دولت هاي پناهنده پذير، در سرتاسر دنيا زدند. در اين راه شاهد افسردگي،
خودکشي و دهان دوختن هاي آنان بوده ايم.
در ايران نيز سال گذشته، علاوه بر اين که فرار از آن به کشورهاي ديگر هم چنان ادامه
داشت، سال اخراج افغاني هاي شهروند ايران بود. اين مردم ستم ديده، که براي سر پناه
امني و در فرار از شرايط نابسامان افغانستان، دو نسل است که در ايران به سر می
برند، هنوز هم از حقوق شهروندي برخوردار نبوده و پناهنده و مهاجر خوانده می شوند.
تلاش جمهوري اسلامي در بازگرداندن اجباري آنها به افغانستان، به جايي که بسياري از
آنها اصلا تصويري هم از آن ندارند، ادامه سياست هاي اخراج دول سرمايه داري دنيا
است.
کانون پژوهشی «نگاه»، www.negah1.com