اعدام، کشتنِ دولتی است و باید بلافاصله متوقف شود
پروین اشرفی
امروز یک شنبه، ششم مرداد ماه، دستگاه سرکوب و کشتار رژیم جمهوری اسلامی ایران، اجرای طرح افزایش "امنیت اجتماعی" را در بوق و کرنای تلویزیونی خود کرد، طنابهای دار را برخ مردم کشید و بار دیگر به کشتن دولتی خود افتخار نمود. تبلیغات جمهوری اسلامی بر این اساس استوار است که این اقدام، یعنی اعدام جمعی بیست و نه تن از "اشرار واراذل"، به خاطر "امنیت و سلامت جامعه" است. جمهوری اسلامی از کدام سلامت سخن میگوید؟
بشریت مترقی سالهای درازی است که از اقدامات قرون وسطایی گردن زنی کنار گرفته است. سالهای درازی است که مردم دنیا برای دست یابی به یک جامعه انسانی و مدنی که در آن حقوق انسانها به رسمیت شناخته شود، مبارزه کردهاند. یکی از دستاوردهای این مبارزات، مخالفت صریح و آشکار با نفس مجازات مرگ در هر شرایط و موقعیتی است. و انجام آن، دست درازی به جان آدمهای تحت یک حکومت ارزیابی میشود. وضع قانون اعدام بر علیه "مجرمان" در بند یک حکومت و اجرای آن، در واقع کشتن دولتی است. خشونت و ناهنجاریهای اجتماعی را با اعدام مرتکبین آن نه تنها نمیتوان متوقف ساخت، بلکه این امر به سیر و گسترش خشونت تداوم میبخشد. در هیچ نقطهای از دنیا نمیتوان امنیت آدمهای یک جامعه را با گرفتن جان انسانهای دیگر آن جامعه تأمین نمود، حتی اگر این انسانها مخل آسایش و سلامت جامعه باشند.
واقعیت این است که در دنیایی که همه چیز بر روی سودبری و انباشت بهره سرمایه داران مفتخور استوار است، مصائب بسیاری بر انسانها تحمیل شده است. فقر و فلاکتی که دامن گیر میلیونها انسان در سرتاسر دنیا گشته است، یکی از نمود های آن است. در این میان قاچاق چیان مواد مخدر نیز با به اعتیاد کشاندن جوانان، به مثابه یکی از راههای بسیار شناخته شده کسب سود مینمایند. و ناگفته نماند که همه جا ردپای دولتهای سرمایه داری برای گسترش این سود دیده شده است و صاحب منصبان دم و دستگاههای دولتی خود از کسانی هستند که راه را برای قاچاق مواد مخدر هموار مینمایند. در عین حال، بشریت مترقی به جایی رسیده است که حتی در همین جوامع نیز دولتها را وادار میسازد که برای برخورد به مساله اعتیاد و جرایم جوانان بودجه بگذارند، تا افراد معتاد و مرتکب جرایم جنایی را با روشهای خاصی به جامعه بازگردانند. با آن که هزینه های بسیاری صرف جلوگیری از بروز جرایم و آموزش مجرمین گشته و برای معتادان امکاناتی فراهم میشود که به ترک اعتیاد تن دهند، مع الوصف از آنجایی که هنوز نظام غیرانسانی سرمایه داری هم چنان پابرجا است، این معضل از ریشه خشکانده نشده و بازتولید میگردد.
در ایران اما این امر شرایط به خصوصی نیز دارد و آن این که جمهوری اسلامی از مساله مبارزه با اعتیاد و جلوگیری از اعتیاد و جرایم، بهره برداری سیاسی نیز مینماید و به بهانه این امر، برای همه مردم خط و نشان میکشد و در لابلای اعدام "ازاذل و اوباش"، بسیاری از کسانی را که به دلیل مخالفت با جمهوری اسلامی به بند کشیده شدهاند به طناب دار میآویزد. جمهوری اسلامی از یک سو ناتوان است با ناهنجاریهای جامعه برخورد اصولی نماید و از سوی دیگر خود سران جمهوری اسلامی به عنوان بزرگترین قاچاقچیان مواد مخدر، سودهای کلانی از این راه به جیب میزنند. دزدهای گردن کلفت رژیم یکی پس از دیگری، پس از آن که بر روی سودبری بیشتر دعواهایشان بالا میگیرد، هر روزه در حال لو رفتن هستند. رژیم تخم مرغ دزدها را میگیرد تا آقازادگان و دیگر گردن کلفتهای دزد که سرنخشان به خود رژیم وصل است، با دست باز به غارت بپردازند. اما طبل این رسواییها هر روزه در نقاط مختلف ایران زده میشود.
دادستان تهران، قاضی سعید مرتضوی، که دستش به خون بسیاری آلوده است و هنوز دنیا قصاوت این جلاد را در رابطه با قتل زهرا کاظمی از خاطر نبرده است، بامداد امروز در گفتگو با رسانههای خبری دولتی در تلویزیون جمهوری اسلامی حاظر شد تا با توجیه اعدام جمعی بیست و نه نفر، عربده کشی قداره بندان دولت "مهرورز" جمهوری اسلامی را به گوش همگان برساند و بار دیگر نشان بدهد که حاکمان جمهوری اسلامی برای نهادهای بشردوست، احزاب، سازمانها و گروههای انسان دوست معترض به امر اعدام، پشیزی ارزش قائل نیست. جالب است که رسانه های وابسته به دولتهای غربی نیز به داد رژیم جمهوری اسلامی رسیدهاند. بی بی سی مصاحبه تأیید آمیز دست چین شده تنی چند از مردم ایران را پخش میکند، تا همه رقم از آن بهره برداری کند. با پخش این مصاحبه ها از سویی میخواهند چهره زشت و خشنی از مردم ایران نشان بدهند و آنها را وحشی و قرون وسطایی به دنیا معرفی کنند تا توجیهی برای صدور"دموکراسی" مرگبارشان شان عرضه کنند؛ و از سوی دیگر، علی رغم سر و صدای مساله تحریم اقتصادی، از آنجایی که جمهوری اسلامی روابط اقتصادی حسنهای با غرب دارد و هر روزه بخشی از ماحصل کار و زحمت کارگران و زحمتکشان ایران را دودستی تقدیم باج دهی برای حفظ این روابط حسنه میکند، رسانه های جمعی غرب میخواهند با پخش تأیید اعدام از سوی برخی از مردم، بربریت و وحشی گری جمهوری اسلامی را مقبول مردم ایران جا بزنند و بدین ترتیب برای اعمال جمهوری اسلامی از سوی مردم تأییدیه صادر کنند. این همان چیزی است که مطلوب جمهوری اسلامی میباشد. در واقع، بی بی سی به صدای جمهوری اسلامی تبدیل شده است و همان اراجیفی را در دنیا پخش میکند که از صدا و سیمای جمهوری اسلامی به گوش مردم ایران میرسد. غافل از این که سه دهه بگیرو ببند، زندان و شکنجه و همه شگردهای غیرانسانی جمهوری اسلامی تاکنون نتوانسته است این حکم تأیید را صادر کند تا چه رسد به اراجیف رسانه های دولتی جهانی.
رژیم با اعدام 29 تن در سحرگاه امروز خیال دارد از سویی به مردم ایران نشان بدهد که کنترل را هم چنان در دست دارد و کوچکترین حرکت مخالفت آمیزی به شدید ترین وجه پاسخ داده میشود و از سوی دیگر تظاهر میکند که این عمل قرون وسطایی به نفع امنیت و آسایش عمومی آنهاست، در حالی که سردم داران عالی رتبه آن بارها و بارها به خاطر برهم زدن آسایش مردم لو رفتهاند. کجا میتوان ادعای تأمین آسایش کرد، ولی کودکان و نوجوانان را به جوخههای آتش سپرد؛ هر لحظه با بگیر و ببندهای خیابانی مخل آسایش مردم شد؛ با شب گردیها و حمله به این خانه و آن خانه خواب را از چشم افراد خانواده، از کوچک و بزرگ ربود؛ این روزنامه و آن روزنامه را تخته کرد؛ دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب را به بند کشید و مورد شکنجههای جسمی و روانی قرار داد؛ نوجوانان را اعدام کرد؛ زنان را سنگسار نمود؛ کارگرانی را که برای کسب حقوق اولیه خود دست به اعتصاب و اعتراض میزنند، مورد حمله قرار داد؛ معلمان اجتماع را به زندانهای طویل المدت و اعدام محکوم کرد؛ زنان آزادی خواه را به خاطر مطالبه حقوق اولیه انسانی مورد سختترین اهانتها، ضرب و شتم و زندان قرار داد. هم اکنون لحظه به لحظه آسایش نه تن، هشت زن و یک مرد، که در انتظار سنگسار به سر میبرند، به طور رسمی و دولتی از آنها گرفته شده است. نان دانی وثیقه گیری و باج خواهی برای آزادی فعالین اجتماعی, کارگری، دانشجویی و زنان را هم در کنار این اعمال قرار بدهیم تا گسترش برهم زنی آسایش هزاران هزار تن از مردم ایران را بهتر بتوانیم درک کنیم. از جمهوری اسلامی انتظار دادگاههای عادلانه داشتن عبث است، اما در همین نورم جوامع سرمایه داری نیز "مجرمین" را نمیتوان در دادگاههای دربسته و بدون حق داشتن وکیل مدافع محاکمه نمود و هیچ حکمی بدون تحقیقات کامل نباید صادر شود. هیچ دولتی حق دست درازی به این حقوق اولیه را نباید داشته باشد و اجازه ندارد بر علیه جان آدمهای تحت حکومتاش قانون وضع نماید و قضاتش نیز به اجرای قوانین ضد بشری قرون وسطایی افتخار نمایند. هیچ دولتی حق این را ندارد که جان عدهای را بگیرد به بهانه این که جان و زندگی عدهای دیگر را امتداد بخشد و یا زندگی آنها را راحتتر سازد. مردم ایران و دنیای مترقی باید نسبت به مساله مجازات مرگ حساسیت لازم را نشان بدهند و بر امر توقف اعدام در هر شرایطی پای بفشارند. در این رابطه نیز باید جمهوری اسلامی را مورد مواخذه قرار داد و عاملین اجرای کشتن دولتی را رسوا نمود، با در نظر گرفتن این که نفس وجود خود رژیم جمهوری اسلامی بالکل در تضاد با آسایش و امنیت عمومی مردم ایران است. رژیمی که به زور سرنیزه حکومت میکند؛ رژیمی که خود عامل اصلی فقر، گرسنگی، مصائب اجتماعی و گسترش جرایم اجتماعی است؛ رژیمی که جان قربانیان همین حاکمیت و نسل پرورده همین نظام را میگیرد؛ نمیتواند مایه آسایش مردم باشد.
یک شنبه، ششم مرداد ماه 1387
«کانون پژوهشی نگاه»، www.negah1.com