جامعه ی سوسياليستى چگونه خواهد بود؟
جاناتان نيل
ترجمه و تلخيص: شاپور آذرخش
يكى از عواقب يورش بی رحمانه سرمايه در دو دهه اخير به سطح معيشت ميليونها كارگر و زحمتكش و تسلط ايده هاى نيو ليبراليزم در سطح جهان، قطعاً رواج هر چه بيشتر اين تصور در ميان مردم و جامعه است كه گويا نظام سرمايه دارى جاودانه خواهد بود. افسار گسيختگى اين اعجوبۀ هزار سر در عرصه هاى اقتصادى، اجتماعى و سياسى بر جان و مال انسان عصر معاصر، تاكيدى بر اين واقعيت است كه " امكان داشتن يك ديناى ديگر هست". اثبات دوباره اين نظر كه جامعه سرمايه دارى بايد با يك جامعه انسانى ديگر جايگزين بشود، نياز به دوره تازه اى از حمله متقابل طبقه كارگر به اركان نظام سرمايه دارى دارد. تلاش جاناتان نيل در اين نوشته، فعاليتى است در اين جهت.
شاپور آذرخش، ٢٧ اكتبر
٢٠٠۵
Jonathan Neale يک فعال سوسياليستِ با سابقه است، متن سخنرانى وى در يكى از بزرگترين گردهمائی هايى كه به وسيله مخالفين جهانى شدن (GlobaliseResistance) براى تبادل نظر در شهر فلورانس ايتاليا انجام شد را با هم می خوانيم.
* * *
در تمام تظاهرات و گرده
همايى ها، ما اين شعار را فرياد می زنيم "امكان داشتن يك دنياى ديگر هست". اما اين
به چه معنى است؟ سال گذشته در يكى از تظاهرات هاى ضد سرمايه دارى در لندن چند نفر
با حمل يك پلاكارت بزرگ در ميان انبوهى از مردم جلب توجه می کردند، روى پلاكارت
نوشته شده بود "سرنگون باد نظام سرمايه دارى، برقرار باد يك دنياى بهتر". به اين
ترتيب امروز جنبش ميليون ها انسان در سراسر جهان به اينجا رسيده كه می بینیم. ما می
دانيم مخالف چه هستيم، غير از اين مباحث و تحقيقات بى پايانى هست كه ما در پى چى
هستيم. اينجا يك نظر هست، نظر من، كه آيا آن دنياى ديگر چگونه خواهد بود؟
اولاً، آن دنياى ديگر مطلقاً مثل دولت هاى سابقاً ديكتاتور در اتحاد شوروى، چين،
ويتنام و كوبا نخواهد بود. آلترناتيو ما يك دولت پليسى نيست. همين طور نمی تواند از
نوع دمكراسى پارلمانى مانند ايتاليا، انگلستان و هند باشد. اين به آن معنى نيست كه
من مخالف راى دادن باشم. بخشى از مشكل اينجاست كه شما هر پنج سال يك بار حق راى
داريد و بعد از انتخاب يك نفر در ميان احزاب داده شده، دولت جديد هرگز به وعده هائى
كه اعلام كرده عمل نخواهد كرد. منتها مشكل واقعى اينجاست كه، اگرچه ما دمكراسى
پارلمانى داريم، اما هم چنان نوعى ديكتاتورى بر كار حاكم است. از لحظه اى كه وارد
محل كار می شويد تا لحظه خارج شدن، شما مكلف به انجام كارى هستيد كه از قبل ديكته
شده است. "آقاى جاناتان، اگر علاقه اى به اين كار نداريد" آنها می گویند، "می
توانيد برويد".
ما بيشتر اوقات زندگي مان را اين گونه می گذرانيم كه، آماده رفتن به سر كار بشويم،
برويم سر كار، كار بكنيم، از سر كار برگرديم خانه، و سپس با تنى خسته و خواب آلود
براى روز بعد تجديد قوا بكنيم. بدين سان استبداد در كار يعنى اين كه بنياد تجربه ما
از زندگى واقعى دمكراتيك نيست. بارى، اين گونه شركت ها و كارفرماها سياست جهان را
ديكته می کنند. اين خيلى وقت پيش، قبل از اين كه ما به سن كافى براى كار كردن رسيده
باشيم آغاز شده است. از همان دوران بچگى در مدرسه و بعد دانشگاه ما را تربيت و با
دیسیپلين می کنند تا سر آخر تحويل بازار كار بدهند. اما ما قصد داريم كه با ايجاد
دمكراسى واقعى در كار، جهانى ديگر بسازيم. ما قصد داريم كه مديران را از ميان
خودمان انتحاب بكنيم، و هر وقت كه خواستيم آنها را عوض بكنيم.
مردم عادى هم می توانند كار عاليجنابان مدير را انجام بدهند. ما خيلى وقت پيش از
اين قطار را سر موقع به حركت در آورديم، بيمارستان ها را بکار انداخته و ساختمان ها
را طراحی کرديم. مردم توى اين كارها بزرگ شده اند، براى همين، ما نيازى به چند نفر
مدير نداريم، چرا كه مردم خود تمام آن كارها را به طور داوطلبانه انجام می دهند.
اما اين به تنهائى كافى نيست، چرا كه هنوز بازار آزاد باقى مانده است.
من به مدت ده سال براى يك كلينيك سقط جنين فمينيستى كار كردم. ما يك شركت تعاونى
بوديم و تمام كار ها را تقسيم و همه دستمزد برابر می گرفتند. اما واقعيت اين بود كه
ما با كلينيك هاى ديگر رقابت می کرديم و تازه سر آخر نوبت به مدير كه می رسيد خون
همه اعضاى اتحاديه را با ولع مى مكيد. مشابه همين در تمام كشورهايى كه براى دمكراسى
تلاش می کنند در مركز جهان بازار آزاد اتفاق افتاده است.
چنان که كه كارگران در شركت هاى خصوصى و دولتى اقدام به كنترل اين اماكن كار بكنند،
می توانيم نمايندگان خود را در هر شعبه انتخاب كنيم. آنها افرادى از ميان خود ما
خواهند بود، كسانى چون نظافت چى، نجار و معلم، نه مثل وكلا و سياستمداران كه از
بيرون انتخاب شده باشند. آنها دوشادوش ما كار خواهند كرد و از اين طريق بهتر می شود
آنها را بشناسيم و بسنجيم.
نماينده های كارگران هر كارگاه و كارخانه در تمام شهرها می توانند در باره چگونگى
اقتصاد جلسه داشته و تصميم گيرى بكنند، سپس اين نماينده ها می توانند افرادى را
انتخاب و روانه جلسات سراسرى در سطح كشور كنند و سر انجام اين جلسات منتخبين خود را
راهى كنگره هاى جهانى می کنند. بر اساس اين ما جلساتى را خواهيم داشت كه هر وقت
خواستيم قادر به عوض كردن نماينده هایمان باشيم. در نظام سرمایه دارى هر شركت بايد
رقابت بكند چرا كه سود يك ملاك اصلى است. در جهان تازه، ما می توانيم بر اساس
نيازمان تصميم گيرى و توليد بكنيم، قدر مسلم مباحث بى پايانى در اين جلسات خواهيم
داشت.
من در شش كشور در رشته هاى مختلف كار و زندگى كرده ام، با اطمينان می توانم بگويم
كه در تمام اين كشورها مردم تنها يك چيز می خواستند، آزادى از ترس و نگرانى. ترس در
سراسر طول زندگى هميشه بر ما حاكم است، ترس از تحقير بوسيله معلم، ترس از خنگ به
نظر آمدن، شب ها همراه با نوعى احساس نگرانى در مورد پول، در فكر تهيه كردن پول
براى قبض گاز هستيم، ترس از اين كه قادر نباشى تا پدر پيرت را به يك بيمارستان
برسانى، ترس از دست دادن كار زمانى كه شرمسار به خانه مىآيى تا به همسر و بچه هات
بگى كه ديگر نمی توانى پولى به خانه بياوري.
شايد شما در طول زندگى يك يا دو دفعه شغل از دست بدهيد، اما ترس از دست دادن آن
هميشه و هر روز با شما خواهد بود. در آن دنياى ديگر ما تلاش خواهيم كرد كه هيچ اثرى
از ترس و وحشت نباشد و همه در امنيت كامل زندگى بكنند. حتما جهان ايده الى نخواهد
بود، مرگ هم چنان جان انسان را خواهد گرفت، يا او از محبت محروم می ماند. آنجا هنوز
مشكلات زيادى خواهد بود. اما قطعا يك دنياى بسيار خوبترى خواهيم داشت. در وقت خود،
ما نسلى تازه از انسان خواهيم ساخت. فكرش را بكنيد كه جمع شدن شما در فلورانس چقدر
اميد و اعتماد به نفس بوجود آورده است، سپس همين را در ظرفيتى ده ها هزار برابر
بزرگتر و شايد هم بيشتر مجسم كنيد؛ آن گاه، قدرت آن مبارزه عظيم را خواهيد ديد كه
چطور ما را قادر می سازد که اين دنيا را عوض كنيم.
به دست آوردن چنين دنيايى آسان نخواهد بود، ما حالا در ابتداى جنبش ضد سرمایه دارى
هستيم، در پيمودن اين راه قطعاً فراز و نشيب زيادى خواهيم داشت. شايد حالا تصور
چگونگى اين پيروزى مشكل باشد اما امكان داشتن يك دنياى ديگر از هر لحاظ وجود دارد،
اين مسيرى با شكست هاى فراوان خواهد بود. در اين مسير، جنبش ما رشد ميكند و همه ما
به شدت عوض خواهيم شد. هيچ كس نمی تواند بگوييد كه پيروزى نسل ما براى يك دنياى
ديگر كاملا محرز است. شعار ما اين است "امكان داشتن يك دنياى ديگر هست".
به نقل از: «به
پيش»، شماره ی ٨، ١٣ آبان ١٣٨٤
منتشر شده در: «كارگر سوسياليست»، شماره ی ١٨٢٨، سايت رد (Reds (www.marxists.de
کانون پژوهشی «نگاه»، www.negah1.com