بحران جدید سرمایه­داری و شورش گرسنگان

 

سیف خدایاری

 

دوره­­ی جدید بحران مالی سرمایه­داری، که از دو سال پیش با فروریختن دیوارهای وال استریت شروع شده، با اندکی  تاخیر بر سر سفره­های مردم نشست. افزایش جهانی قیمت غذا و وحشت از شورش گرسنگان، نیش سازمان ملل را باز کرده تا نسبت به روند افزایش شورش­ها به دولت­های متبوع هشدار دهد و آن­ها را برای مقابله با شورش­ها فرا خواند.

روز پنجم ژانویه، سازمان جهانی خواروبار ـ فائو٬ با انتشار شاخص مواد غذایی که در برگیرنده­ی پنج قلم از اساسی­ترین موادغذایی شامل لبنیات، گوشت، غلات، شکر و روغن می­باشد و اعلام افزایش آن شاخص از دویست و شش واحد  در ماه نوامبر به دویست و چهارده و هفت دهم درصد در دسامبر، کشورهای متبوع را از افزایش قیمت جهانی غذا و شورش­های احتمالی مطلع ساخت. بنا به گزارش فائو، رکورد قبلی این شاخص دویست و سیزده و پنجم دهم درصد در ژوئن ٢٠٠٨ بود که منجر به شورش­هایی در مصر،هائیتی و کامرون شد که در آن زمان آتش آن شورش با ریختن خون چهل نفر از معترضان در کامرون خاموش گشت. هر چند گزارش فائو با تاخیر چشم­گیری منتشر می­شود، اما خود همین هشدار ناشی از وحشت دولت­های سرمایه­داری از بروز شورش در نقاط مختلف جهان است.

عبدالرضا عباسیان، کارشناس اقتصادی فائو، در تکمیل گزارش اعلام کرد که: «ما داریم به قلمرو خطرناکی وارد می­شویم» و با در نظر گرفتن بحران مالی جهانی و کاهش محصولات کشاورزی در اثر حوادث طبیعی، این روند را طبیعی دانست و افزود: «ما هیچ نوری در انتهای تونل مشاهده نمی­کنیم.»

بدون شک چیزی که منجر به گشودن نیش سازمان ملل شده است، نه تهدید جان انسان­ها به خاطر فقر و گرسنگی٬ چیزی که در سیستم سرمایه­داری فرض گرفته شده است٬ بلکه طغیان و شورش گرسنگان علیه دولت­های سرمایه­داری است. سپتامبر گذشته، افزایش سی درصدی قیمت نان در موزامبیک و شورش­های ناشی از آن جان سیزده نفر از معترضان را گرفت. شورش­های جدید گرسنگان از یک ماه قبل در تونس شروع شده است. روز هفدهم دسامبر گذشته، در یکی از شهرهای تونس جوان تحصیل­کرده و بیکاری مورد تعرض نیروهای پلیس قرار گرفت؛ چرا که بدون کسب مجوز٬ سبزی و میوه می­فروخت. جوان خشمگین با به آتش کشیدن تن خود انزجار و نفرتش از دولت، که نقشی جز سرکوب مردم ندارد، را نشان داد. در پی این واقعه و در اعتراض به گرانی و بیکاری، شورش­های پی در پی به شهرهای بزرگ تونس کشیده شده  که تاکنون دست­کم منجر به قتل بیست و سه نفر توسط نیروهای سرکوب­گر شده است. دامنه­ی شورش­های تونس به  الجزایر نیز کشیده شده است. مردم پایتخت الجزایر با حمله به انبار مواد غذایی، مرکز پلیس و آتش زدن خودرو نیروهای سرکوب­گر علیه بیکاری و افزایش قیمت­ها اقدام به شورش کرده­اند.

تورم مواد غذایی در انگلستان نیز قضیه­ای جدی است، به گونه­ای که از یک و نه دهم  درصد در ماه ژوئن گذشته به پنج و نیم درصد در نوامبر رسیده و پیش­بینی می­شود این میزان از تورم تا تابستان سال جاری به ده درصد برسد. بنا به گزارشات، افزایش قیمت گندم در سال گذشته در اروپا به میزان صددرصد، ذرت به میزان پنجاه درصد و سویا به میزان سی درصد٬ شوک جدیدی به قیمت مواد غذایی وارد خواهد کرد.

در ایران نیز افزایش سیصد تا چهارصد درصدی قیمت نان و افزایش سایر هزینه­های زندگی علی­رغم پایین آوردن تب اقتصادی جامعه با مُسکن یارانه­ی نقدی، تلاشی برای زنده نگه داشتن انسان­ها در دل بحران جهانی و تلاش ایران برای باز کردن دست بازار است. نظام سرمایه­داری با دولت­های موجود و در اختیار داشتن پلیس و زندان و ارتش و سازمان ملل در نقش کارشناس و محلل، تمام تلاش خود را به کار می­گیرد تا عبور از این بحران را بر جنازه­های مردگان ناشی از گرسنگی و اجساد شورشیان به سرانجام برساند. شورش گرسنگان در تونس و الجزایر، که از کشورهای در حال توسعه و دارای ثبات اقتصادی نسبی می­باشند٬ دوره­ی جدیدی از مبارزه­ی طبقاتی را نوید می­دهد. مبارزه­ای که نه برای احقاق حقوق فرمالیته و کذایی مانند «رأی من» یا انتخاب فلان و بهمان مترسک سیاسی، بلکه برای سیر کردن شکم خود شروع شده است و میدان تعرض به دولت سرمایه­داران را نه در فضای رسانه­ها و دنیای مجازی، بلکه بر زمین سفت واقعیت شروع کرده­اند. در کشور بولیوی، طرح افزایش هفتاد درصدی قیمت سوخت با اعتراض طبقه­ی کارگر و اعتصاب بخش حمل و نقل و نانوایی­ها مواجه شد و طبقه­ی کارگر این کشور توانست یک عقب نشینی قابل ملاحظه به دولت تحمیل کند و قیمت سوخت به روال قبلی خود برگردد.

آن چه تحت نام بحران مواد غذایی با توجیه­های سرمایه دارانه و کارشناسانه! مانند افت تولید بر اثر حوادث طبیعی به خورد اذهان مردم داده می­شود، فریبی بیش نیست. منابع کنونی جهان ظرفیت تولید مواد غذایی به میزان پنج برابر جمعیت کنونی کره­ی زمین را دارد. حقیقت نظام سرمایه­داری، سود و انباشت ثروتی است که قسمت اعظم آن صرف دستگاه تحمیق مردم مانند سازمان ملل و دستگاه­های سرکوب مانند پلیس و ارتش در همه­ی کشورهای جهان می­شود. طبقه­ی کارگر باید برای پایین کشیدن این بساط، آگاهانه­تر و متحدانه­تر از هر دوره­ای به میدان بیاید. به سرانجام رساندن شورش گرسنگان در خدمت آن­ها و تامین زندگی انسانی و تضمین موفقیت این شورش­های برحق٬ در گرو اتحاد و سازمان­یابی طبقه­ی کارگر زیر پرچمی رادیکال و سوسیالیستی است.

 


* اگر عضو یکی از شبکه­های زیر هستید، می­توانید این مطلب را به شبکه­ی مورد نظر خود ارسال کنید:

Delicious delicious    Facebook facebook    Twitter twitter    دنباله donbaleh    Google google    Yahoo yahoo    بالاترین balatarin


كانون پژوهشى «نگاه»، www.negah1.com