فیس بوک، نماد جهان جدیدی که بر میآید؟
وحید ولیزاده
امروزه فیس بوک سرآمد پدیدههای نوینی است، که ذیل مقولهی رسانههای اجتماعی دسته بندی میشوند. رسانههای اجتماعی، رسانههایی هستند که گفته میشود سه ویژگی عمده را دارایند. نخست: محتواهای آنها نه توسط نویسندگان حرفهای و سازمان یافتهی رسانههای متعارف، بلکه توسط شهروندان عادی تولید میشود. دوم: تحولات تکنولوژیکی اخیر، به ویژه در حوزهی ارتباطات و اطلاعات، اینترنت، تلفنهای همراه، و... زمینهی ظهور آنها را فراهم آوردهاند و در نتیجه، در خود نوعی مفهوم همراهی و یا شاید سوار بودن بر پیشرفتهترین، پویاترین، و بهروزترین دستاوردهای اجتماعی را نیز در خود دارد. سوم: رسانههای اجتماعی همزمان رسانه و شبکهی اجتماعی هستند. آنها رسانهاند، به این معنا که از طریق آنها میتوان متون، صدا و تصویر را منتشر کرد. آنها شبکهی اجتماعی هستند، به این معنا که هر شخص میتواند اجتماعات متعددی را بسازد و یا در اجتماعاتی عضو شود.
این ویژگی به سرعت تکامل یافته است. تکامل آن را میتوان به راحتی از مقایسهی وبلاگها با فیس بوک متوجه شد. تکاملی که همزمان هراسناک نیز است. شما قبلا میتوانستید وبلاگ خودتان را ایجاد کنید. اما یک وبلاگ بدون لینک وبلاگی بی جان است. برای خوانده شدن و یا دیده شدن، بایستی به صفحات وبلاگ شما لینک داده شود. این لینکها را وبلاگهایی به صفحهی شما میدهند، که یا در موضوعی مشابه فعالند، یا نگرش نزدیک به شما دارند، یا با شما دوستی دارند و... از طرفی ابزارهای کمکی رشد یافت، که به کمک آنها میتوانستید از انتشار مطلب جدید وبلاگی که علاقهمند به تعقیب آن هستید مطلع شوید. فیس بوک با یکپارچه ساختن تمام این امکانات به اضافهی ابزارهای دیگری چون چت، شاید نخستین جهان شهر واقعی را البته در فضایی مجازی خلق کرده است. شهری افسانهای که در آن اجتماعات گوناگونی وجود دارند. اجتماعاتی که به خواست و علاقهی تک تک افراد شکل میگیرد. شهری که در آن این امکان به وجود آمده است، که همچون میدان شهر آتن، سکویی به تمام شهروندان اعطا میکند تا خطابهی خود را در آمیزهای از متن و عکس و فیلم و صدا منتشر کنند؛ فزون بر آن، کارزارهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی سازمان دهند، از آن چه در اقصا نقاط این شهر جهانی رُخ میدهد مطلع شوند، زمان را صرفهجویی کنند و مکان را گسترش دهند. هراسناک اما این جاست، که تکامل شتابندهای به سوی یک دروازهی تنگ طی شده است. به این معنا که اکنون تنها بایست در فیس بوک عضو باشی، تا باشی، تا خوانده شوی و دیده شوی و دیگر شهروندان را بخوانی و ببینی. جهان شهری که نمیتوانی شهروند آن نباشی و از هوایش تنفس کنی. تمام این جهان جدید از دروازهی یک وبسایت قابل دسترس است. دروازهای که گشوده میشود به شهر جهانی، که در تملک یک کمپانی است.
فیس بوک همزمان فضا و کالاست. فضایی که به رایگان در دسترس ماست. و کالایی که فروخته میشود. آن چه که ما در فیس بوک انجام میدهیم، رایگان است. شما میتوانید بی شمار استفادهی رایگان از آن کنید. بیش از آن، شما قادرید همهی آن امکانات را در اختیار بگیرید و برای هر هدفی که خود میخواهید از آن بهرهمند شوید. کارزاری علیه این یا آن رژیم و قدرت به راه اندازید. حرفهای خود را آزادانه منتشر کنید. دوستانی جدید پیدا کنید و دانشی جدید کسب کنید. اما شما هر چه بیشتر در این جهان شهر حضور داشته باشید، هر چه بیشتر فعالیت کنید، هر چه بیشتر آن را رونق بخشید، به سودآوری کمپانی کمک کردهاید. کمپانیای که در اوج بحران اقتصادی جهانی نیز سودآوری خود را نه تنها از دست نداده، بلکه از بالاترین نرخهای سود بهره برده است. اما فیس بوک چه کالایی را میفروشد، اگر همگان از آن رایگان بهره میبریم؟ منشا این سود کجاست؟
فیس بوک، بیلبوردهای هوشمند تبلیغاتی را در این شهر میفروشد. با ردگیری اتوماتیک فعالیتهای هر عضو از طریق طبقهبندی محتواها و کلیدواژههای فعالیتهای هر عضو، اطلاعات هر کاربر دستهبندی میشود. تحصیلات، شغل، ترجیحات، علائق، سن و سال، محل سکونت، و... اکنون میتوان هر تبلیغاتی را در معرض نمایش افرادی قرار داد، که مخاطبین بالقوهی آن تبلیغات هستند. حال میتوان در مقیاسی بی سابقهی فضاهای تبلیغاتی به هر گونه مشتریای فروخت. از مشتریهای محلی گرفته تا مشتریهای بینالمللی. و شرکتهای بزرگ بسیار مشتاقند تا هزینهی تبلیغات را در جایی خرج کنند، که بهترین بازده را داشته باشد. مالکین فیس بوک در نتیجه پول خود را از شرکتهای دیگری به دست میآورند، که فروش کالایی را تبلیغ میکنند. در واقع، این شرکتها بخشی از سود فروشهای خود را به فیس بوک میپردازند تا فروش بیشتر بعدی آنها تضمین شود. در نتیجه، اگر چه شما در فیس بوک برای فعالیت خود هزینهای نمی پردازید، اما در واقع این هزینه را شما، شهروندان جهان، در جایی دیگر پرداخت میکنید.
هرچه این جهان شهر، شهروندان بیشتری داشته باشد، قیمت بهتری را میتوان برای بیلبوردهای دیجیتال تبلیغاتی اختصاص داد. هر چه من و شما مشارکت بیشتری داشته باشیم، شبکههای بیشتر و بزرگتری سازمان دهیم، زمان بیشتری از روز و شب را در این جهان شهر سپری کنیم، به فزون شدن درآمد کمپانی کمک میکنیم. یعنی، به بیرون کشیده شدن سود از گُردهی شهروندان عادی جهان و تمرکز آن در جیب اقلیتی محدود در جهان کمک یا مشارکت میکنیم.
فیس بوک به طرز شگفتانگیزی نمودی از ایدئولوژی سرمایهداری نیز است. سطح نوین رفاهی و بهرهمندی که تنفس در جهان شهر فیس بوک به همراه دارد، با نامهای بزرگ شرکتهای بینالمللی گره خورده است. فیس بوک، گوگل، اپل، و... امروزه کمپانیهای فوق بزرگیاند، که به نظر میرسد در بهرهمند سازی مردمان چهارگوشهی جهان نقش عمدهای بازی کردهاند. بهرهمندی گسترده از رسانههای اجتماعی همراه است با نوعی قدردانی از کمپانیهایی که باعث شدهاند چنین امکاناتی به رایگان در اختیار همگان قرار داده شوند. این مساله مغفول میماند، که شکل گیری این جهان شهر جدید، محصول تاریخی از فعالیتهای سازنده و مولد بشری است. تکامل و انباشت دانش انسانی و کار برنامهریزان، تحلیلگران و مولدانی است که تولید این فضا را ممکن کردهاند. این که اقلیتی به پشتوانهی ثروت و استثمار، قادر شدهاند این مجموعههای دانش و کار بشری را به نام خود سند بزنند و پس از بسته بندی به فروش برسانند، بیش از آن که قدردانی بطلبد، شورش میطلبد.
از طرف دیگر فیس بوک معنای جهان ما را نیز نشان می دهد. پویایی، سرزندگی، جان و شرر این جهان شهر از فعالیت شهروندانش است. این فیس بوک نیست، که منبع ارزش است. این کاربران فیس بوک هستند، که منبع ارزش هستند. هر چه انسانهای بیشتری عضو فیس بوک میشوند، قیمت سهام کمپانی بالاتر میرود.
فیس بوک به تمامی آینهی یکپارچگی دنیاست. هیچ گاه مردمان چنین در مقیاسی جهانی به یکدیگر پیوند نخورده بودند، به مشارکت کنندگانی رسانهای بدل نشده بودند، اجتماع سازی نکرده بودند. اما این همه در عصری است، که در تمام دنیا اکثریت شهروندان عادی به طور روزمره بی حقوق میشوند، محروم میشوند، مورد بهرهکشی و سرکوب قرار میگیرند. از تهران گرفته تا پاریس. از حومههای کپنهاگ گرفته تا لاپاز. همین هفته دولت انگلستان چنان برنامهی اقتصادیای را علیه تودهی مردم به پیش گذارده، که روی تاچر سفید شده است. بالا بردن سن بازنشستگی در جهان، افزایش ساعات کار، ممانعت از تشکلات نیروی کار، ترور فعالین سندیکایی و صدها موردی از این دست، منبع پولی است که شرکتهای بینالمللی و یا داخلی به فیس بوک میپردازند تا ارزشی که از فعالیت نیم میلیارد انسان به دست آمده است را بخرند.
چند دههی پیش، مجموعهی مبارزات و جنبشهای مردمی در جهان، در پی ملی کردن صنایع بزرگ و مادر خود بودند. آن زمان، مردم و کارگران صنایع بزرگی که عمدتا در تملک شرکتهای انگلیسی یا آمریکایی بود، مبارزه میکردند تا آن صنایع را از چنگال مالکین آنها در آورده و کنترل و مدیریت آن را در اختیار ملت قرار دهند. ملی شدن، خواستی برای دگرگونی در مالکیت آن مراکز عمدهی تولید اررش در جامعه بود. خلع مالکیت شرکتهای بزرگ و اجتماعی شدن مالکیت آن در مقیاس ملی. امروزه اما جهان بسیار تنیدهتر از قبل است. فیس بوک نماد جهان جدید مسلط است. چیزهایی مفید، پراکنده در بیابانی از فلاکت. جهان جدیدی که خواهد بالید، اما با مبارزه برای اجتماعی کردن مالکیت در مقیاسی جهانی رقم خواهد خورد.
منبع: این مقاله در شمارهی ۷۸ نشریهی «خیابان» منتشر شده است.
* اگر عضو یکی از شبکههای زیر هستید، میتوانید این مطلب را به شبکهی مورد نظر خود ارسال کنید:
Delicious
Facebook
Twitter
دنباله
Google
Yahoo
بالاترین
كانون پژوهشى «نگاه»، www.negah1.com
![]()