بازار خدمات جنسی

 

احمد سیف

 

نمی­دانم در کجا خواندم که اگر به طوطی هم مباحثی مربوط به عرضه و تقاضا را یاد بدهی، طوطی هم یک اقتصاددان می­شود. منظورم این که با همه ادعاهایی که اقتصاددانان دارند، اُس و اساس اقتصاد، همین عرضه و تقاضا است.

برای یک کالا، اگر تقاضا زیاد بشود و بقیه عوامل ثابت بمانند- قیمت­اش بالا می­رود. به همین صورت، اگر عرضه­ی محصولی زیاد شود و عوامل دیگر تغییر نکنند، قیمت­اش سقوط می­کند. در حالت اول، بازار با بالا رفتن قیمت علامت می­دهد و تولید زیاد می­شود و در حالت دوم نیز علامت بازار، به صورت کاهش قیمت، موجب می­شود که تولید کنندگان تولید را کاهش بدهند.

در یک تقسیم بندی خیلی کلی، می­توان بازار را به دو دسته بازار قانونی و غیر قانونی تقسیم نمود. در بازارهای قانونی تا زمانی که طرفین دست به یقه نشوند، پای قانون و پلیس و دادگاه به میان نمی­آید. همه چیز در این بازار بر مبنای «قانون قرارداد» انجام می­گیرد. شما به رستورانی می­روید و قبول می­کنید که در ازای غذایی که می­خورید، مقداری پول بپردازید، و صاحب رستوران هم، «تعهد» می­کند که غذایی که به شما خواهد داد، مسموم­تان نمی­کند. ولی در بازارهای غیر قانونی- به غیر از یک بازار- قانون و پلیس و دادگاه هم به دنبال عرضه کننده می­گردند و هم به دنبال متقاضی. یعنی این نکته­ی بدیهی درباره­ی بازار پذیرفته شده است که اگر قرار است کاری بکنید، پرداختن به هر دو تیغه­ی مقراض بازار- عرضه و تقاضا- لازم است.

آن «استثنایی» که به آن اشاره کردم و ظاهرا به آن برخورد «ویژه» می­کنیم، بازار «خدمات جنسی» است که در آن، بر اساس باور اجتماعی­مان، تنها «عرضه کننده» است، که تن فروشی می­کند! و کارش هم به دید معلمان اخلاق در جامعه، نه فقط «نادرست»، که سزاوار «تنبیه» هم هست.

جالب این که در این بازار، آن که به دید جامعه و فرهنگ مسلط ما، «منحرف»، «فاسد»، «فاحشه» و «جنده» است، فقط عرضه کننده­ی خدمات جنسی است.

اولین پرسش من این است که چرا «خریدار»، «متقاضی»، این «کالا» به همین صورت ارزیابی نمی­شود! علت این برخورد «منحصر به فرد» به این بازار، به واقع، چیست؟ در برخورد به بازار برای تخم مرغ و گوجه فرنگی و کامپیوتر، و هزار و یک چیز دیگر، برای تاثیرگذاری بر بازار هم به «تقاضا» می­پردازیم و هم به «عرضه». ولی در بازار خدمات جنسی، همه­ی توجه ما معطوف به «عرضه» می­شود.

پرسش دوم من این است که اگر برای محصولی تقاضا نباشد، آیا کسی به تولید و عرضه­ی آن علاقه نشان خواهد داد؟ به این ترتیب، می­گویم حالا که درباره­ی محاسن «بازار» این همه شعار می­دهیم و مقاله می­نویسیم، بیاییم و برای مقابله جدی با تن فروشی- که مستقل از باورهای مذهبی ما پدیده­ای است زشت، که توهین به کرامت انسانی است- از ضوابط بازار استفاده کنیم.

- قبول کنیم که برای وجود و تداوم و گسترش بازار خدمات جنسی، نقش اساسی ازسوی «تقاضا» ایفاء می­شود. پس نه فقط برای کاستن از «عرضه» اقدام کنیم، بلکه از آن مهم­تر برای «کنترل» و «حذف» تقاضا بکوشیم. قبول کنیم که هیچ «فروشی»- حتا فروش تن- یک طرفه و یک سویه انجام نمی­گیرد. اگردر فرهنگ غالب ما، فروشنده­ی تن، «فاحشه» است، باید بپذیرم که مردان خریدار تن، هم «فاحشه»­اند، که هستند.

- من حتا معتقدم که رابطه­ی جنسی یک مرد با یک زن «تن فروش» باید در چشم قانون، هم طراز «تجاوز به عنف» باشد و به همان صورت به آن برخورد شود.

- باید آمار مردانی که متقاضی این «بازار»­اند، جمع­آوری شده و همانند «کودک آزاران»، پلیس و دیگر نیروهای انتظامی آن­ها را تحت نظر داشته باشند.

- به گمان من، موثرترین شیوه برای بیش­تر کردن شانس موفقیت در مقابله با «تن فروشی» این است که به ویژه در شرایطی که «عرضه»­ی تن غیرقانونی است و مجازات پذیر، «تقاضای» تن نیز حداقل به همان صورت غیر قانونی بشود وسزاوار مجازات. 

 


* اگر عضو یکی از شبکه­های زیر هستید، می­توانید این مطلب را به شبکه­ی مورد نظر خود ارسال کنید:

Delicious delicious    Facebook facebook    Twitter twitter    دنباله donbaleh    Google google    Yahoo yahoo    بالاترین balatarin


كانون پژوهشى «نگاه»، www.negah1.com